تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ٢٣٦ - بند دوم ادله مخالفين تغيير جنسيت
توضيح آنكه در برخى موارد، افراد بيمار، تغيير جنسيت داده و بعد از عمل جراحى هم به هر دليل از ازدواج خوددارى مىكنند. آنان از اينكه در جنسيت جديد زندگى مىكنند احساس رضايت مىكنند.
د. يكى از بيمارهاى موجود در جهان غرب، رواج هم جنس بازى و كاهش ازدواج و توالد و تناسل است. نويسنده فوق معتقد است كه تغيير جنسيت موجب رواج هم جنس بازى است. لازمه اين سخن آن است كه كثرت هم جنس بازى كه امروزه در كشورهاى غربى مشاهده مىشود، معلول كثرت تغيير جنسيت باشد؛ حال آنكه اين گونه نيست؛ چه اينكه شيوع هم جنس بازى در غرب، معلول عوامل و شرايط متعددى غير از تغيير جنسيت است كه در اين پژوهش، مجال بحث از عوامل و علل همجنسبازى نيست.
دليل چهارم: حرمت تغيير جنسيت به دليل از بين رفتن اعضاى اصلى بدن و ايجاد نقص
برخى از مخالفين تغيير جنسيت معتقدند كه مجاز بودن تغيير جنسيت مستلزم مجاز بودن برداشت و ازبين بردن برخى از اعضاى بدن است؛ در حالى كه حرمت از بين بردن اعضاى بدن و حرمت صدمه به بدن از ضررويات فقه است. بنابراين، براى پرهيز از
انجام محرمات فوق، بايد از انجام تغيير جنسيت پرهيز نمود. آيتالله سيد يوسف مدنى تبريزى مىگويد:
لازمه تغيير جنسيت اين است كه اعضايى را چه از مرد، چه از زن از بين ببرند و اعضاى ديگر را جايگزين آن كنند و اين عمل شرعاً جايز نيست. [١]
نيز ايشان مىگويند:
تغيير جنسيت از طريق عمل جراحى در فردى كه اصالتاً مرد يا زن است، جايز نيست و شرعا درست نيست با عمل جراحى، بيضه و آلت تناسلى مرد را بردارند و براى او مهبل درست كنند و لو اينكه او از لحاظ روحى خود را زن
[١]. سيد يوسف مدنى، المسائل المستحدثه، ج ١، ص ٤٥.