تغييرجنسيت - كريمى نيا، محمدمهدى - الصفحة ١١١ - بند دوم ادلة مشهور بر عدم وجود جنس سوم
بند دوم: ادلة مشهور بر عدم وجود جنس سوم
با توجه به مطالب پيش گفته، حداقل دو دليل بر عدم وجود جنس سوم بيان شد كه عبارت است از: ١. اصل مسلم فقهى؛ ٢. ظهور آيات و روايات.
از آن جا كه اين «اصل فقهى» از ادله شرعى ديگر، مانند آيات و روايات استفاده شده است، بنابراين، «اصل فقهى» نمىتواند فى حد نفسه يك دليل مستقل محسوب شود. همچنين، آيتالله محمد حسن نجفى، صاحب كتاب «جواهر الكلام» به «ظهور مستفاد از كتاب و سنت» بر عدم وجود جنس سوم استناد كرده است، اما در عين حال، وى با صراحت به هيچ آيه يا روايتى اشاره نمىكند. [١] با اين وجود، برخى فقيهان ديگر، به آياتى از كلام الله مجيد استناد كرده كه در ادامه به مهمترين آن اشاره مىشود:
دليل اول: للهِ مُلكُ السّموات و الارضِ يخلُقُ ما يشاء يهَبُ لِمن يشاء اناثاً و يهَبُ لِمَن يشاءُ الذكور؛ [٢]
فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آنِ خداست؛ هر چه بخواهد مىآفريند؛ به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هر كس بخواهد فرزند پسر مىدهد.
وجه استدلال: ظاهر موهوب و بخشش در آيه فوق آن است كه منحصر در پسر و دختر است. [٣]
دليل دوم: وَ انَهُ خَلَق الزوجينَ الذَكَرَ و الانثى مِن نُطفَةٍ اذا تُمنى؛ [٤]
و اوست كه دو زوج نر و ماده را آفريد، از نطفهاى هنگامى كه خارج مىشود
(و در رحم مىريزد).
وجه استدلال: ظاهر مخلوق در آيه فوق آن است كه مخلوق منحصر در دو نوع مذكر و مؤنث است. [٥]
[١]. جواهر الكلام، ج ٣٩، ص ٢٧٧- ٢٧٨.
[٢]. سوره شورى (٤٢)، آيه ٤٩.
[٣]. آيت الله ميرزا حسن بجنوردى، القواعد الفقهية، ج ٢، ص ٥٥.
[٤]. سوره نجم (٥٣)، آيه ٤٥- ٤٦.
[٥]. ميرزا حسن بجنوردى، القواعد الفقهية، ج ٢، ص ٥٥.