اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٠ - بيان دويم- برهان حدوث
و بهم بستگى- نه تنها در ميان يك دسته ويژهاى از اجزاء جهان مىباشد- بلكه تا هر جا باريكبين شده- و پيش رفته و به بررسى پردازيم- رشته ارتباط نامبرده را تابيدهتر و محكمتر مىيابيم- حتى آنان كه براى فرار از اثبات غايت- و غرض در وجود به دامن قانون تبعيت محيط چسبيدهاند- از اثبات ارتباط اجزاء جهان گريزى نديدهاند- البته اين ارتباط ارتباط وهمى و اجزاء جهان را نمىتواند منكر شود- زيرا جهان داراى ماهيت است- و لازمه ماهيت داشتن امكان ذاتى است- و چون همه جهان يك واحد شخصى است- پس همه جهان يك واحد ممكن است- و هر ممكنى در وجود خود- نيازمند بعلتى ما وراء وجود خود است- پس جهان نيازمند بعلت موجده است- .
فائده اين مقدمه علاوه اينست كه- اگر جهان را مجموعا يك واحد خارجى ندانيم- ممكن است كسى عليت وجودى اجزاء جهان را- با خود اجزاء توجيه كند و بگويد- در جهان غير متناهى حادث و ممكن و معلول وجود دارد- و غير متناهى محدث و موجد و علت وجود دارد- هر حادثه قبلى محدث و موجد و علت حادثه بعدى است- پس نيازى بعلتى ما وراء اجزاء جهان نيست- .
معمولا مادى مسلكان عليت اشياء را- نسبت بيكديگر بهمين ترتيب توجيه مىكنند- .
اما پس از آنكه دانستيم جهان مجموعا- يك واحد طبيعى واقعى شخصى را تشكيل مىدهد- حكم مىكنيم كه جهان يك واحد نيازمندى است- و قهرا علتى ما وراء خود ايجاب مىكند- .
پس اين برهان آنگاه تمام است كه- آن مقدمه علاوه اثبات شود اكنون ببينيم- از چه راه مىتوان خود آن مقدمه را اثبات كرد- .
دو مطلب را بايد يادآورى كنيم- الف فرضا مسئله وحدت شخصى جهان اثبات نشود- خود اجزاء جهان براى توجيه عليت اشياء كافى نمىباشد- زيرا اجزاء جهان كه علت يكديگر فرض مىشوند- نسبت بيكديگر تقدم و تاخر زمانى دارند- همزمان نمىباشند- در مباحث علت و معلول و ضرورت و امكان- ثابت شده است كه علت موجده اشياء- الزاما معيت وجودى دارد با اشياء- آن چيزى كه از معلول انفكاك مىپذيرد- علت معده است نه علت موجده و موجبه- حوادث مادى علت اعدادى يكديگرند- و در واقع مجراى وجود يكديگرند- نه ايجاد كننده يكديگر-