اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٥١ - ٢-هدايت و راهيابى
بالاخص در باره خاتم پيامبران مىفرمايد- فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ نجم ٤- .
اكنون ببينيم بچه دليل و از چه راهى مىتوانيم- چنين هدايتى را در موجودات اثبات كنيم- راه اثبات آن ابداع و ابتكار است- هر جا كه نوعى ابتكار ديده مىشود- دليل بر وجود هدايت نوع دوم است- لازمه جبرى ساختمان منظم مادى اشياء- كار منظم پيش بينى شده است- ولى ابداع و ابتكار نمىتواند- محصول سازمان مادى و حركات پيش بينى شده باشد- ابداع و ابتكار نشانه وابستگى به آينده- و عدم وابستگى كامل به گذشته است- .
يك ماشين حساب ممكن است آن چنان منظم ساخته شود كه- عمليات جمع و تفريق- و ضرب و تقسيم را دقيقا انجام دهد- يعنى نظم ساختمانى ماشين مىتواند- چنين خاصيتى را به وجود آورد- اما هرگز يك ماشين حساب- قادر به ابداع و ابتكار يك قاعده رياضى نيست- همچنين يك ماشين ترجمه مىتواند- دقيقا سخنان يا نوشته يك نفر را ترجمه كند- ولى هرگز نظم دقيق آن ماشين- قادر به تصحيح اشتباه گوينده نخواهد بود- .
اثبات و نفى چنين هدايتى- در جمادات اندكى دشوار است- اما در نباتات و حيوانات و انسان يعنى آنجا كه- پاى حيات بمعنى مصطلح در ميان است دشوار نيست- وارد بحث جمادات نمىشويم- همين قدر مىگوئيم كه عمومىترين نيروى حاكم- بر اجسام و اجرام جهان نيروى جاذبه است- ولى نيروى جاذبه چيست- آيا نيروى جاذبه خاصيت ذاتى جرم است- نظير بعد داشتن و ساير خواص ضرورى هندسى كه- غير قابل انفكاك از اجرام و اجساد است- يا اينكه نيروئى است كه به موجودات داده شده- و احيانا ممكن است اجرام از اين نظر بميرند- يعنى در حالتى فرو روند كه- اين خاصيت تنظيم كننده حركات آنها از ميان برود- اين مطلبى است كه نفيا و اثباتا- نمىتوان بان پاسخ داد- ولى خود نيوتن كه مكتشف اين قانون است- مىگويد من همين قدر مىدانم كه- رابطهاى ميان اجرام هست كه همديگر را- به نسبت خاص حجم و فاصله بسوى يكديگر مىكشند- عجالتا نام آنرا نيروى جاذبه مىگذارم- اما حقيقتش چيست نمىدانم - .
اما در مورد جانداران- در كار سلولهاى حياتى چند نوع كار ابتكارى ديده مىشود- كه ساختمان ماشينى آنها- براى توجيه آن نوع كارها كافى نيست- يا بايد معتقد شويم سلولها- داراى آن قدر عقل و علم و شعور و ادراكند كه- خود انسان به هيچ وجه به پايه آنها نرسيده- و نخواهد رسيد يعنى بايد معتقد