اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٩ - ما خدا را چگونه تصور مىكنيم
ما خدا را چگونه تصور مىكنيم
ما پيوسته در زندگانى مادى خود- بيك سلسله معلولات جسمانى- كه آغشته بيك رشته قيود جسمانى- و زمانى و مكانى مىباشند گرفتاريم- هيچگاه حواس و تخيل ما- يك موجودى بى قيد و شرط نمىتواند درك نمايد- .
ماده و جسم كجا و اطلاق كجا- و از اين روى ما هرگز نمىتوانيم- با توجه عادى خود موجود مطلق را تصور نمائيم- .(١) (١)بشر مىخواهد به خدا معتقد گردد و به او معرفت پيدا كند- اولين پرسشى كه به ميان مىآيد اينست كه- آيا بشر قادر است خدا را تصور كند- تا بدو معتقد گردد يا نه- زيرا اعتقاد تصديق است و تصديق فرع بر تصور است- و اگر تصور خدا غير ممكن باشد- تصديق و اعتقاد به او نيز غير ممكن خواهد بود- .
ممكن است گفته شود تصور خدا غير ممكن است- زيرا تصور هر چيزى نوعى احاطه علمى بر او است- و ذات احديت نه ذهنا و نه خارجا محاط واقع نمىشود- زيرا ذات بارى تعالى مطلق است- و آنچه در ذهن بشر وارد مىشود محدود است- .
پس بايد از شكاكان پيروى كنيم كه مىگويند- خداوند فرضا وجود داشته