اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٧ - مناط احتياج اشياء به علت
گنجانيده و به اميدوار ساختن آنها- باينده خوش و پاداش نيك در جهان ديگر- حس انتقامشان را كشته براى هميشه بخاك مىسپارند- فكر مذهبى است كه عدهاى را بنام زاهد- و راهب در غارها و ديرهاى تاريك- و عده بيچاره ديگر را در خاكستر محروميت- و عده ديگر را در سر خوان نعمت- و محصول زحمت ديگران مىنشاند
[مناط احتياج اشياء به علت]
٥-مىگويند در هيچ گوشهاى از ميدان آزمايشهاى علمى- كه عرصه هستى و زندگى انسان مىباشد- اثرى و نشانى از ماوراء طبيعت نيست- هر پديده و حادثهاى كه انسان سابقا- بواسطه بى خبرى از علت طبيعى- او را بماوراء طبيعت خدا نسبت مىداد- امروز علم علت او را يافته است- پس خدائى در كار نيست- و اگر هم باشد بود و نبود وى براى ما يكسان است- و از همين روى سودى درين بحث نيست- جز اينكه وقت محدود ما را تلف كرده- ما را از كنجكاوى از ماده- در راه مبارزه حياتى باز مىدارد- .(١) ٦-مىگويند اين بحث بجائى نمىرسد- زيرا اگر بنا شود خدا را- باين دليل اثبات كنيم كه علت ساير اشياء است- از براى خدا نيز بايد علت جست- زيرا هر موجودى خواه ناخواه بايد علتى داشته باشد- .(٢) (١)اين اشكال از نظر عدم درك مفهوم خدا- و اينكه معتقدين به خدا به چه حقيقتى ايمان دارند- در رديف اشكال پيشين است و چون در خود متن مشروحا- جواب اين اشكال خواهد آمد- ما از هر گونه توضيح ديگرى خوددارى مىكنيم (٢)در مقاله ٩ اصول فلسفه در باره اين مطلب- بحث كافى شده و در متن مقاله نيز خواهد آمد- .
حكماء و فلاسفه اسلامى در اثر برخورد- با عقائد و آراء متكلمين توفيق يافتهاند كه- يك مبحث فلسفى با ارزش- در باب علت و معلول باز كنند- و آن اينكه مناط احتياج شىء به علت چيست- آيا يك شىء از آن جهت كه شىء است- و موجود است نيازمند بعلت است- و يا از آن جهت كه نبوده است و بود شده است- و يا از آن جهت كه در ذات و ماهيت خود- امكان هستى و نيستى را تواما دارد- و يا جهت ديگرى در كار است- ما در پاورقىهاى آن مقاله مشروحا- در اين باره