اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧٦ - تطبيق و توضيح
ميليون كيلومتر مساحت تكاپو مىنمائيم- .
و در عين حال آنچه اكنون از جهان بيرون از خود مىبينيم- همان است كه هزار سال پيش- زمانى كه با گمان سكون زمين بسر مىبرديم مىديديم- و كمترين تغييرى در قيافه- و جلوه حسى عالم محسوس پيدا نشده است- .
همان زمينى است كه حس حركت او را نمىفهميد- و باز هم نمىفهمد همان است كه مىپنداشتيم- و باز هم مىپنداريم كه مىچرخد و همان ستارگانند كه- طلوع و غروب داشتند و اكنون نيز دارند- .
البته به ذهن هر شنوندهاى خطور خواهد كرد كه- اين دو مورد فرق دارند- زيرا اشتباه سكون زمين از راه استدلال رياضى كه- بحس منتهى است مرتفع شده- ولى اشتباه نفى صانع اين نحو نيست- .
ولى بايد متذكر شد كه- تمثيل و مقايسه نامبرده مربوط به تحقق- يا احتمال اشتباهى است كه دليلى بر نفى او نداريم- نه به اينكه هر دو اشتباه عقلى هستند يا حسى يا مختلف- انسان در برابر احتمالى كه دليل بر نفى آن ندارد- نبايد با نفى يا استبعاد به ستيزه جاهلانه بپردازد- .
پس در زمينه آغاز و انجام بيان گذشته- اين پرسش كاملا درست و منطقى است كه- آيا واقعيت اين جهان گذران و هر يك از اجزاى وى- با اينكه اصل واقعيت هرگز نابود نمىشود- از آن خود اوست يا واقعيت همه از آن يك واقعيت ديگر پا بر جا و استقلال بوده- و همه از آن سرچشمه مىگيرند- .
الهيون باين پرسش پاسخ مثبت داده- و چنين سر چشمه هستى را از براى جهان اثبات مىكنند- و چنانكه هر متتبعى مىداند بيانات و ادله بىشمارى- در اين مقام ذكر كردهاند ولى ما نظر بزمينهاى كه- با سخنان گذشته ما آماده شده- به دو بيان زيرين اكتفا مىنماييم-