اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٨ - تمثيل
[نسبت هستى اشياء با هستى خداوند]
تمثيل-
فرض كنيد با دلى آسوده- و حواسى جمع در فضائى آرام نشسته- و اين جهان پر جنب و جوش را در برابر خود گذاشته- و به تماشاى هر پستى و بلندى دور و نزديك گوشه و كنار- بيرون و درون ريز و درشت وى پرداخته- چشم چرانى مىكنيد- فضائى است بيكران كهكشانهاى دهشت انگيز- انبوه منظومهها خورشيدهاى متلالىء و درخشان- ستارگان و اقمار فروزان- .
نزديكتر بيائيم زمين و افقهاى نيلگون وى- جنگلهاى انبوه و درياهاى خروشان- بيابانهاى پهناور جانوران زنده- و سازمانهاى درونى آنها- روابط زندگى و افكار و انديشههاى دامنهدار آنها- عناصر و تركيبات آتمهاى متراكم- و ملكولهاى بىشمار- فعاليتهاى فردى و دسته جمعى- و تكاپوى حيرت انگيز تحولى و تكاملى آنها- و بالجمله اين نظام بديع را با همه بند و بارش كه- از مشاهده آن پاى خرد در گل حيرت فرو ميرود- تماشا مىكنيد و هر چه مىيابيد به دل مىسپاريد