اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٣ - آيا فرشيه خدا يك فرضيه كهنه و منسوخ است
٣-مىگويند از قانون عليت و معلوليت- كه در خداشناسى استعمال مىشود- جز تداعى معانى نمىتوان پذيرفت- و تداعى معانى در جائى بدرد مىخورد كه حس كار كند- .(١)
[آيا فرشيه خدا يك فرضيه كهنه و منسوخ است]
٤-مىگويند احكام و قضاوتهاى ما- در حقيقت يك رشته فرضيه هائى است كه- براى توضيح و توجيه مجهولات- در حوادث ماديه فرض مىكنيم- با پيشرفتى كه در علوم تدريجا نصيب انسان مىشود- هر فرضيه اما مسئله عدم واقع نمائى حواس- و انحصار وسيله فهم و ادراك به حواس- خلاصه ايراد اينست كه- رابطه صور ذهنى با واقعيتهاى خارجى- فقط اين اندازه است كه اين صور معلول- برخورد دستگاه حسى با واقعيت خارجى است- اما اينكه اين صور واقعنما باشند- و واقعيت خارجى را آنچنانكه هست نشان بدهند- و باصطلاح ارزش نظرى داشته باشند خيال محض است- .
بلى ارزش عملى دارند- يعنى در عمل مىتوان از آنها بهره برد- بدون اينكه بتوان براى اينها- ارزش نظرى و واقع نمائى قائل شد- .
از اينرو علومى كه بشر آنها را براى عمل مىخواهد- مانند طب فيزيك شيمى و غيرها اعتبار دارند- زيرا مىتوان عملا از حواس استفاده كرد- اما علوم نظرى يعنى علومى كه- هدف آن علوم كشف حقيقت است- و كارى بعمل ندارد مانند حكمت الهى اعتبار ندارد- .
در اين باره نيز- در جلد اول و دوم اصول فلسفه بحث كرده- و اكنون تكرار نمىكنيم اينجا همين قدر مىگوييم- اين مطلب انكار وجود ذهنى بمفهوم فلسفى است- و انكار وجود ذهنى بمفهوم فلسفى مساوى است- با سوفسطائىگرى و انكار جميع علوم- بعلاوه اگر حواس بشر به هيچ وجه- قدرت واقع نمائى و ارزش نظرى نداشته باشند- قهرا ارزش عملى نيز نخواهند داشت- آيا ارزش عملى حواس جز از اين راه است كه- واقعيت را نشان ميدهند- بعدا در متن مقاله در باره اين اشكال نيز بحث خواهد شد (١)راجع به مفهوم واقعى عليت و معلوليت- و اينكه واقعيت آن امرى است غير از تعاقب و توالى- و اينكه مفهومى كه ذهن از آن دارد تنها اين نيست كه- تصور يكى از اين دو- تصور ديگرى را بدنبال خود مىآورد- در پاورقىهاى جلد دوم اصول فلسفه بحث كردهايم- مراجعه شود به جلد دوم مقاله پنجم صفحات ٥٧ تا ٦٢