اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٥ - هيچ پديده خالى از فايده نيست
خود افتاده- و تنها نامى از كمال خواهد داشت- .
اگر انسان تنها يك غريزه فطرى- مثلا شهوت خوراك يا شهوت نزديكى جنسى داشت- هر چه در فعاليت وى زيادهروى مىكرد كمالش بود- ولى غرائز گوناگون ديگرى كه- در تركيب ساختمان وى موجود است- زيادهروى و طغيان تنها يك غريزه را روا نديده- و بحفظ توازن و حد اعتدال دعوت مىكند- ماده تا حدى و ماوراء ماده تا حدى- .
٦-و كسانى كه مىگويند بحث از خدا بجائى نمىرسد- زيرا اگر طبق قانون عليت و معلوليت- از براى جهان خدا اثبات كنيم- از براى خدا نيز علت بايد اثبات كرد- اينان در بحث خلط مىكنند- .
مضمون قانون نامبرده اين نيست كه- هر موجودى علت مىخواهد- بلكه اين است كه هر حادثهاى علتى دارد- يعنى چيزى كه نبود و شد- علتى از براى پيدايش وى ضرورى است- و در مقاله ٩ اين بحث را مشروحا توضيح داديم- .
[هيچ پديده خالى از فايده نيست]
٧-و كسانى كه مىگويند اگر خدائى در كار بود- اين همه پديدههاى بى فايده مانند پستان در مرد- و پديدههاى از كار افتاده مانند بال مرغ خانگى- و خروس و پوست لاى انگشتان- برخى پرندگان غير آبى كه نتيجه تحول ماده- يا تبعيت محيط مىباشد موجود نمىشد- و همچنين اين همه فساد و شر و محروميتها رخ نمىداد- .
اينان نيز خلط بحث كرده و وجود نسبى و قياسى را- از وجود نفسى و ضرورى تميز ندادهاند- .
سخن آنان داراى دو بخش است- اما راجع به بخش اول- كدام برهان علمى قائم شده- به اينكه مثلا پستان تنها براى شير دادن است- و فايده ديگرى ندارد يا پوست لاى انگشتان پا را- فقط نيازمندى بشنا بوجود آورده است- چيزى كه هست اينست كه انسان فائدهاى- در پارهاى از موارد مانند پستان زن و پاى اردك يافته- سپس تعميم