اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٨ - تنبيه و تذكر
وجدان شود- و بهمين جهت ماده كه حامل امكان و قابليت شيئى است- نمىتواند فعليت همان شىء را كه ندارد بخود بدهد- درست است كه فعليتهائى كه در ماده بوجود مىآيند- با تجزيه و تركيب- و پيدايش شرائط مناسبه بوجود مىآيند- ولى بايد ديد كه آيا تنها امكان تجزيه و تركيب- در ماده ميتواند فعليت تجزيه و تركيب را بوجود آورد- و آيا امكان شرائط همان فعليت شرائط مىباشد- و آيا فعليت تجزيه و تركيب و پيدايش شرائط كه- همه از سنخ حركت مىباشند- محرك كه يكنوع علت فاعلى است نمىخواهد- با اينكه حركت بىمحرك نمىشود- .
آرى اينان اول در ماده حركت دائمى اثبات كرده- و مىگويند انبوه بىشمارى از اجزاء در فضا- بهمديگر برخورد نموده و جهانى تشكيل ميدهند- و پس از آن كه اين كار را با اتفاق ساختند مىگويند اتفاقى نيست- و علت يعنى علت مادى ثابت است- و هر جا علتى فاعلى روشن مىبينند- نام شرط بوى داده و آهسته رد مىشوند- در صورتى كه ما ميدانيم واقعيت اشياء- با نام گذارى تغيير نمىپذيرد و بحث فلسفى هم- تئورى خالى را كه هيچ اثبات نشود برنمىدارد