اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٠٠ - ما خدا را چگونه تصور مىكنيم
ولى در عين حال نبايد تصور كرد كه- ما مقيد را بىمطلق تصور مىكنيم- .
باشد- از دسترس فكر بشر كه بتواند- در باره او نفيا يا اثباتا حكم كند خارج است- .
و يا بايد لا اقل عقيده معطله را بپذيريم كه- منكر معرفت بذات بارى مىباشد- و مىگويند خداوند را با عقل نمىتوان شناخت- كميت عقل در اين ميدان لنگ است- حد اكثر معرفت همان اعتقاد عوام الناس است كه- يك عقيده مبهم در اين زمينه پيدا كردهاند- عليكم بدين العجائز- .
عرفا نيز بنوعى ديگر منكر معرفت عقلى مىباشند- ولى آنها منكر معرفت نيستند- بلكه طرفدار معرفت قلبى و شهودى مىباشند- و براى آن ارزش فوق العاده قائلند- خواجه عرفان لسان الغيب شيرازى مىگويد- عارف از پرتو مى راز نهانى دانست
گوهر هر كس از اين لعل توانى دانست
شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست
اى كه از دفتر عقل آيت عشق آموزى
ترسم اين نكته به تحقيق نتانى دانست
- .
مقصود وى از مجموعه گل- ذات مستجمع جميع صفات كماليه است- و مقصودش از مرغ سحر- عباد و سلاك مستغفرين بالاسحارند- مقصود دلهاى لبريز از شوق و سرگرم به راز و نياز- و تهذيب و تصفيه و سير و سلوك است- .
گويا خواجه شيراز در بيت سوم- بو على را در آخر اشارات كه به- مقامات العارفين پرداخته مخاطب قرار داده است- بو على در نمط نهم اشارات - با سبك بسيار بديعى خواسته است- بر مبناى موازين عقلى و فلسفى- مراحل و منازل اهل سلوك را شرح كند- و به تعبير لسان الغيب خواسته است- از دفتر عقل آيت عشق بياموزد- لهذا مورد انتقاد خواجه شيراز قرار گرفته است- .
در كلمات ائمه اطهار و مخصوصا امام الموحدين- و ملهم العارفين امير المؤمنين على ع - نيز جملههائى ديده مىشود كه- در ابتداء بنظر مىرسد طرفدار تعطيل- و تعبد در معارف الهى مىباشند- و هر گونه مداخله عقل را در ساحت معارف الهى- ناروا مىشمارند و شاهباز عقول را از رسيدن به قله- شناخت