اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١١ - ظرفيت انديشه بشر از نظر تحقيق در باره خدا
چون پاى كنجكاوى علمى- به حس و تجربه بند است- مىتوان نسبت بنتائج آنها- اعتماد و اطمينان بدست آورد- ولى ماوراء طبيعت داراى اين صفت نيست- و از قلمرو حس و تجربه كنار است- پس بايد گفت راهى به ماوراء طبيعت نداريم ٢-مىگويند چون حواس ما تنها آثارى را محسوسات- در دنبال تاثير ماده خارجى مىيابد- هيچگونه واقعيتى را از خارج نمىتوان بدست آورد- (١)تنها ارزشى كه اين ادراكات و افكار دارند- ارزش عملى اصلى را- كه تجربه آنرا تاييد نكرده است نپذيريم- هيچ اصل تجربى را نيز نبايد بپذيريم- و بايد يكسره راه سوفسطائيان را پيش بگيريم- .
رابعا تجربيات بشر بر حسيات استوار است- خطاى حس از خطاى عقل كمتر نيست- اگر عقل بواسطه خطاهاى استدلال- بايد غير قابل اعتماد معرفى شود- حواس نيز بايد بواسطه خطاهاى بى اندازهاى كه دارند- غير قابل اعتماد اعلام گردند- .
حقيقت اينست كه همانطورى كه- خطاى حواس سبب نمىشود- انسان از محسوسات چشم بپوشد- و بواسطه تكرار و تجربه مىتوان- از خطاى حس پرهيز كرد- خطاى برخى استدلالها نيز سبب نمىگردد كه- انسان بكلى از استدلال عقلى چشم بپوشد- و همه را بى اعتبار اعلام نمايد- .
بشر با دقت و ممارست كامل- و با بكار بردن احتياط فراوان در ماده و صورت استدلال- ميتواند بيك سلسله براهين عقلى يقينى غير تجربى- و غير قابل تشكيك نائل گردد- عمده مسائل الهيات در فلسفه اسلامى- با چنين براهينى اثبات مىشود چنانكه خواهد آمد- بعدا در متن مقاله نيز باين اشكال پاسخ گفته خواهد شد (١)اين ايراد از يك طرف- به محدود بودن افكار و ادراكات بشر- و از طرف ديگر به عدم واقع نمائى حواس ارتباط دارد- .
نظريه محدود بودن افكار و ادراكات بشر- و اينكه عقل انسان كوچكتر از اين است كه- بتواند در باره ماوراء ظواهر- و پديدههاى جزئى بينديشد- منحصر به ماديين نيست- عدهاى از الهيون نيز چنين عقيده دارند- در ميان علماء اسلام افراد زيادى بوده- و هستند كه بحث علمى را در باره خدا- و ماوراء طبيعت ناروا