اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٦٥ - طرح صحيح مسأله خدا
فاصله و شكافى كه در فهم اين نظريه- ميان مثبتين و نافين موجود است- در هيچ مطلب نظرى ديگر يافت نمىشود- .
و شگفتآورتر اينكه اختلاف نظر- در تفسير اين مسئله- در زمينهاى است كه براى هميشه- و پيش همه روشن است علت پيدايش جهان هستى
[طرح صحيح مسأله خدا]
تفسير ساده اين مسئله اينست كه- اين جهان هستى با فرض اينكه- هر جزء معلول از آن علتى در ميان اجزاى ديگر دارد- آيا از حيث مجموع- حال يك معلول جزء را داشته- و علت بيرون از خود مىخواهد يا نه- .
در مساله خدا شناسى از اول بايد- متوجه كيفيت طرح مساله باشيم- اينست كه كار را آسان مىكند- از اول بايد بدانيم كه بحث در باره خدا- از نوع بحث در باره يك پديده- و يك جزء از اجزاء عالم- و يا يك عامل از عوامل مؤثر در عالم نيست- بلكه از نوع بحث در باره كل عالم است- و بهمين دليل در قلمرو فلسفه است نه در قلمرو علوم- آنگاه كه در باره خدا بحث مىكنيم- در حقيقت در باره روح جهان و حقيقت جهان- و ريشه و اساس و مبدء و منشا جهان بحث مىكنيم- در باره موجودى در زمان يا مكان بحث نمىكنيم- در باره پديد آرنده زمان و مكان بحث مىكنيم- در باره عاملى از عوامل بحث نمىكنيم- بلكه در باره عامل عاملها و ريشه فاعلها- يعنى آن چيزى كه هر عاملى و هر فاعلى- عامل بودن و فاعل بودن خود را- از او كسب كرده است بحث مىكنيم- ما صفحهاى از جهان را بالحس و العيان- مشاهده مىكنيم كه صفحهاى ممتد زمان و مكان است- مىخواهيم ببينيم آيا براى جهان صفحه ديگرى- غير از صفحه زمان و مكان وجود دارد يا ندارد- .
بحث در باره خدا از اين جهت- نظير بحث در باره خود زمان- و در باره ماده اصلى باصطلاح فلاسفه هيولاى اولى است- يكوقت هست تصور ما در باره زمان- نظير تصور ما در باره يكى از پديدههاى زمانى- و يكى از عناصر يا مركبات جهان است- و آن چنان از او جستجو مىكنيم- كه از يك عنصر زمانى و مادى- بديهى است كه اگر تا ابد اينگونه- در جستجوى زمان باشيم هرگز آنرا نخواهيم يافت- هرگز زمان را بصورت يك پديده- و به صورت يك امر مكانى و زمانى- در رديف ساير پديدهها نخواهيم يافت- همچنانكه اگر بخواهيم ماده