اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦٠ - قضا و قدر
قضا و قدر
اصولى چند- ١-در مقالههاى ٨ و ٩ مبرهن ساختيم كه- چيزهائى كه داراى واقعيت بوده- و در خارج هستند از ضرورت و وجوب وجود خالى نيستند- .(١) (١)اين مسئله سومين مسئله- از مباحث مربوط به افعال الهى است- در اين مسئله قضا و قدر يعنى نوع رابطه و پيوند اشياء- و مخلوقات از نظر حتميت و قطعيت- و از نظر حدود و اندازهها و از نظر- ميزان دخالت ساير عوامل در پديد آوردن اشياء- و مخصوصا ميزان استقلال و اختيار- و آزادى انسان مورد بحث قرار مىگيرد- .
در اين مبحث يك مساله بالخصوص مورد توجه- واقع مىشود و آن مساله وقوع شرور در نظام عالم- و كيفيت استناد آنها بذات واجب الوجود است- .
البته مباحث زيادى در باره قضا و قدر الهى هست- مخصوصا از جنبه معارف اسلامى- در معارف اسلامى يعنى در آيات و روايات اسلامى- حقائق زيادى در اين زمينه گفته شده- و همانها الهام بخش حكما و فلاسفه الهى شده است- بطور كلى در الهيات بالمعنى الاخص- فلسفه اسلامى فوق العاده تحت تاثير ماثر اسلامى است- و اين تاثر بر خلاف ادعاى مستشرقان- باين صورت نيست كه عقائد مذهبى اسلامى- چيزى را بر حكمت اسلامى تحميل كرده باشد-