اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٨٦ - بيان اول- برهان صديقين
خود تكيه بيك واقعيتى دارند كه- عين واقعيت و بخودى خود واقعيت است...- .
اين برهان از نظر شكل قياسى- از نوع برهان خلف است كه در منطق معروف است- .
گذشته از اينكه نقطه ضعف اساسى اين برهان- همان است كه آنرا نكته اساسى مىنامند- ما اين برهان را از نظر انطباق- با برهان خلف تجزيه و تحليل مىكنيم- .
برهان خلف استدلال بر مدعا است از راه غير مستقيم- يعنى از راه ابطال نقيض مدعا- و چون ارتفاع نقيضين محال است پس خود مدعا حق است- .
على هذا يكى از پايههاى برهان خلف- امتناع ارتفاع نقيضين است- .
در اين برهان آن چيزى كه مدعا قرار مىگيرد- به دو نحو قابل تقرير است- يكى آنكه مدعا نفس تصور ذات برتر و بزرگتر باشد- پس صورت برهان چنين مىشود- ما ذات بزرگتر يا وجود كامل را تصور مىكنيم- و بايد آنچه ما تصور مىكنيم وجود داشته باشد- زيرا اگر وجود نداشته باشد- ما ذات بزرگتر را تصور نكردهايم- .
اگر برهان را اين چنين تقرير كنيم ملازمه غلط است- يعنى لازمه وجود نداشتن آن ذات اعلى و اكمل- اين نيست كه ما او را تصور نكرده باشيم- و تصور ما از ذات بزرگتر تصور ذات بزرگتر نباشد- پس از اين نظر خلفى لازم نمىآيد- ذات بزرگتر چه وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد- تصور ما از ذات بزرگتر تصور از ذات بزرگتر است- پس نمىتوان از تصور ذات بزرگتر- وجود خارجى ذات بزرگتر را استنتاج كرد- پس شىء از تصور استنتاج نمىشود- .
ديگر آنكه مدعا واقعيت ذات بزرگتر باشد- پس بايد چنين بگوئيم كه ما ذات بزرگتر را- در خارج در نظر مىگيريم آنگاه مىگوئيم- اين ذات بزرگتر خارجى بايد وجود هم داشته باشد- و الا ذات بزرگتر نيست زيرا ذات بزرگتر موجود- از اين بزرگتر مفروض بزرگتر خواهد بود- پس ذات بزرگتر مفروض ذات بزرگتر نخواهد بود بديهى است كه در اين تقرير- وجود به منزله يك صفت و عارض خارجى- بر ذات اشياء فرض شده است- يعنى براى اشياء و در ما نحن فيه- براى ذات اعلى و اكمل قطع نظر از وجود- ذات و واقعيتى فرض شده است- آنگاه گفته