اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢٠ - ارزش روش استدلالى و قياسى
اينها و جز اينها سخنانى است كه ماديين- و پيروان آنها مىگويند- و ما در ابحاث متفرقهاى كه- در مقالههاى گذشته نمودهايم- پاسخ برخى از اين سخنان بى فائده را داديم- و پاسخ برخى ديگر نيز خواهد آمد- .
[ارزش روش استدلالى و قياسى]
در اينجا بعنوان يادآورى از گذشته- و نمونه گوئى از آينده مىگوييم- ١-كسانى كه مىگويند راه بحث در ماوراء طبيعت- بواسطه كثرت خطا و لغزش هموار نبوده- اطمينان بخش نيست پس اين راه را نبايد پيمود- بخلاف بحث در علوم ماديه- كه توام با حس و تجربه مىباشد- اگر كمى بخود بيايند خواهند فهميد كه- سخنى گفتهاند نسنجيده- زيرا همين سخن اينها گفتگوئى است- در يك نظريه غير مادى- هرگز اين سخن و نظائر آن را- از آزمايشهاى فيزيك و شيمى- و مانند آنها استخراج نكردهاند- .
همان راهنمائى كه آنان را- بسوى اطمينان بخش بودن- بحثهاى حسى و تجربى هدايت كرده- و آنان نيز اضطرارا در حال جبر پذيرفتهاند- در مورد ديگر نيز اگر هدايت كند بايد بپذيرند- كارى كه حس و تجربه ناروائىها محروميتها و ناكاميها- درد و رنجها بيمارىها مرگ و ميرها وجود دارد- پس معلوم مىشود خدائى حكيم و عليم- آنچنانكه الهيون ادعا مىكنند وجود ندارد- .
برتراند راسل در كتاب چرا مسيحى نيستم مىگويد- براستى تعجب آور است كه انسانها به اور كنند- جهان حاضر با همه محتويات و نواقص خود- بهترين جهانى باشد كه خالقى قدر قدرت- و جامع كليه علوم طى ميليونها سال به وجود آورده باشد- جدا چنين چيزى براى من غير قابل قبول است- آيا تصور نمىكنيد اگر همه قدرتها- و جميع علوم را در اختيار داشتيد- و ميليونها سال هم وقت داشتيد مىتوانستيد- چيزى بهتر از كوكلوكلان [١]و فاشيسم بيافرينيد - .
در متن بعدا به اين دو اشكال پاسخ داده خواهد شد- و ما نيز در همانجا توضيحاتى خواهيم داد
[١] . Kukluxklan