اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٢١ - ارزش روش استدلالى و قياسى
مىكند اينست كه- حوادث و پديدههائى بوجود آورده- و يا نشان داده و در معرض قضاوت مىگذارند- ولى قضاوت از آن چيز ديگرى است- و انسان قضاوت آن قاضى را در مورد حس و تجربه- با يك حس و تجربه ديگرى نپذيرفته- بلكه اضطرارا و جبرا قبول نموده- و قضاوت او در همه جا يكسان و بايستى است- .
گذشته از اين اگر راه اين بحث راه غلطى بود- هرگز انسان با غريزه فطرى خود- متوجه آن سامان نمىشد- چگونه متصور است كه يك موجود خارجى- با حركت خارجى خود بسوى هدف و آرمانى متوجه شود- در حالى كه نه سوى و نه هدف در خارج- هيچگونه وجودى نداشته باشد- .
٢-كسانى كه مىگويند- معلومات ما تنها ارزش عملى دارند- زيرا ما تنها آثار حسى را- آن هم از طرق حواس خود مىيابيم- و دليلى بر مطابقت آنها با خارج نداريم- .
اگر كمى روشنتر شوند خواهند ديد كه- اولا نسبت بخارج از خود- و محسوسات خود مطلقا شكاك هستند- و از اين روى ارزشى- براى سخنى كه بديگران مىگويند نيست- .
و ثانيا براى معلومات بسيارى- ارزش واقعى قائل شدهاند- مانند علمشان بخودشان- و معلومات حسى خودشان- و آنچه در دنبال معلومات حسى مىآيد- .
و درين صورت چه مانع دارد كه سخن از ماوراء طبيعت- نيز از اين قبيل بوده باشد- .
و ثالثا از براى همين بحث ارزش علمى قائل شدهاند- .
٣-و كسانى كه مىگويند- قانون عليت و معلوليت ساخته تداعى معانى است- اصولا شكاك مىباشند و ما پاسخ اين روش را در مقاله ٣- و مقاله ٩ داده و بى پايه بودنش را روشن ساختيم- .