اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٩٤ - بيان دويم- برهان حدوث
كه هر موجود ممكن اگر چه متغير نبوده باشد- نيازمند بعلت وجود مىباشد- .
نتيجه براى جهان هستى- علت وجودى بيرون از خودش هست- .
بدى مىكند- و به شخص ديگرى مكافات پس مىدهد- تكرار و وضع خاص اين جريانات- طورى نيست كه قابل حمل بر تصادف باشد- .
اكنون چه بگوئيم بگوئيم جهان- بصورت ماشينى منظم ساخته شده است- و مكانيسم آن طورى است كه بدون اراده- عكس العملهاى مناسبى نشان مىدهد- و يا يك سلسله موجودات صاحب اراده هستند كه- عليرغم جريان طبيعى جهان ماموريت دارند- اين گونه حوادث را بوجود بياورند- و يا اراده ذات بارى مستقيما- اين حوادث را خلق مىكند- بدون آنكه با مكانيسم جهان ارتباط داشته باشد- .
در محل خود مبرهن است كه رابطه اجزاء جهان را- تنها از راه مكانيسم نمىتوان توجيه كرد- و مصنوع خداوند را به مصنوع بشر نمىتوان قياس گرفت- همچنانكه دخالت ارادههاى موجودات نامرئى را- به صورت خارج از نظام عالم نمىتوان پذيرفت- و همچنين در محل خود ثابت است كه- دخالت مستقيم اراده ذات بارى- بدون وساطت شىء ديگر نيز نامعقول است- .
على هذا اگر انتظام و هماهنگى هدفى اجزاء جهان- لا اقل بمقياس زمين و سياراتى كه ما مىشناسيم بپذيريم- چارهاى جز پذيرفتن وحدت طبيعى جهان نداريم