اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٩ - عوالم كلى هستى
نتيجه اين بيان- ١-جهان آفرينش مركب از سه مرتبه است كه- به ترتيب از بالا به پائين روى هم چيده شده- جهان عقل جهان مثال جهان ماده- .
٢-پديدههاى هر يك از اين سه جهان- معلول عللى هستند كه از سنخ خودشان مىباشند- حادث مادى معلول علل ماديه- و موجود مثالى معلول موجود مثالى- و موجود عقلى معلول موجودى از سنخ خود- .
٣-مجموع هر عالمى معلول ما فوق خودش مىباشد- ٤-مجموع جهان آفرينش- معلول خداى آفريدگار بوده- و نسبت هر علت جزء بوى- نسبت دست را دارد به نويسنده نامه- و نسبت زبان را دارد به گوينده سخن- .
در اطراف مجردات پرسشهاى بسيار- و بحثهاى زيادى هست كه برخى از آنها- مربوط به علم نفس و ادراكات نفسانى مىباشد- و برخى نيز بحثهاى فلسفى است- و در كتب مبسوطه فلسفه مورد تعرض است- و ما بهمين اندازه كه ذكر نموديم قناعت مىورزيم استدلالى كه در اين مقاله- بر وجود عالم عقل و عالم مثال آورده شده است- از ناحيه وجود انسان است- يعنى بدليل اينكه مرتبهاى از انسان طبيعت است- و مرتبه از او مثال است و مرتبهاى از او عقل- و از طرف ديگر طبيعت قادر نيست- كه موجد مرتبهاى عاليتر از خود- يعنى مثال و عقل بوده باشد- پس هر مرتبهاى از وجود انسان وابسته به عالمى- از سنخ خود او است اينست مفاد استدلال متن- همانطور كه گفتيم بهتر است- در شناسائى اين عوالم به آنچه از ناحيه وحى- و نبوت رسيده است استناد گردد- و يا همچون مردان راه از ضمير و باطن- و مكاشفه شهودى استمداد شود