اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٦١ - قضا و قدر
هر چه در خارج است از آن جهت كه- در خارج هست محال است كه نيست و نابود شود- چنانچه براى آن عدم و نيستى فرض شود- نسبت به يك امر خارجى ديگر- يا نسبت بغير زمان يا مكان وجود آن فرض خواهد شد- .
بلكه الهام بخش فلسفه اسلامى شده است- يعنى فلسفه و حكمت اسلامى در عين حال كه- آزادى خود را حفظ كرده- و صرفا در چهار چوب براهين عقلى طى طريق كرده است- از كتاب و سنت الهامهاى ذى قيمتى گرفته است- و همين الهامها سبب شده است كه- ميان الهيات اسلامى و الهيات غير اسلامى- اعم از يونانى و مسيحى و يهودى و غيره- تفاوتى از زمين تا آسمان پيدا شود- .
اصول مسائلى كه در بحث قضا و قدر لازم است- مورد توجه قرار گيرد عبارت است از- ١-معنى لغوى و اصطلاحى قضا و قدر- ٢-مفهوم قضا و قدر و لوح و قلم- و كتابت و غيره در آثار اسلامى- ٣-تاريخچه قضا و قدر در دنياى قبل از اسلام- ٤-تاريخچه آن مساله در دنياى اسلام- ٥-تفاوت مفهوم قضا و قدر اسلامى با ساير مكتبها- ٦-اقسام قضا و قدر علمى و عينى حتمى و غير حتمى- ٧-مساله بدا و تغيير قضا و قدر از جانب خدا- ٨-امكان و يا عدم امكان تغيير- و تبديل قضا و قدر بوسيله انسان- ٩-نقش عوامل طبيعى و غير طبيعى- در حوادث از نظر قضا و قدر- ١٠-مسئله اجبار يا اختيار انسان- از نظر قضا و قدر و آثار سوء عقيده جبر- ١١-شرور و نقصانات از نظر ارتباط با قضا و قدر- ١٢-قضا و قدر و جبر و اختيار در مكاتب مادى- .
بحث در باره همه اينها خود- يك رساله مستقلى خواهد بود- ما در كتاب انسان و سر نوشت - در باره اكثر اين مسائل بحث كردهايم- .
آنچه در اين مقاله بحث شده است- پس از ذكر مقدمهاى در باره اينكه- نظام عالم نظام ضرورى است- و اشياء در ضرورت خود مستند به واجب الوجود مىباشند- و اشياء از آن جهت كه به علل تامه خود منسوبند- ضرورى و غير قابل تغييرند- و از آن جهت كه به علل ناقصه خود منسوبند- ممكن و قابل تغيير مىباشند-