اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٠ - آفرينش جهان
آن وقت مىفهميم كه در اين انديشه- مانند كسى هستيم كه از حس سامعه محروم بوده- و بخواهد با حساسه چشم حقيقت صورت را بدست آورد- زيرا خيال صوت را كه در دل مىپرورد- در حقيقت نور و رنگ است- و هم مقياسى را كه بكار مىبرد- چشم مقياس نور و رنگ مىباشد- .
آرى وى از مشاهده حال ديگران- كه گوش شنوا دراند ميتواند وجود است- به اعتبار اين كه هويت وجود معلول- اينست كه فعل يا كار است- و ما به الاحتياج نيز از خود وجود خارج نيست- ما تفصيل بيشتر اين مطلب را- در مقاله علت و معلول ذكر كردهايم- .
خلاصه سخن در اينجا اينكه- طبق نظر صدرالمتالهين كه- بيان اين مقاله نيز با آن منطبق است- معلول از آن جهت نيازمند بعلت است كه- تمام هويتش اينست كه كار است- كار بودن كار به اين نيست كه حادث باشد يا قديم- بلكه بنفس كار بودن است- كار اگر حادث باشد كار حادث است- و اگر قديم باشد كار قديم است و بهر حال كار است- .
جهان يك واحد كار است خواه حادث باشد يا قديم- .
اما در اين مقاله بيان خاصى در متن آمده است كه- طبق اين بيان بحث در باره جهان- تحت عنوان حدوث يا قدم زمانى اساسا بىمعنى است- و برخى ادله كه براى اثبات حدوث- يا قدم جهان آورده مىشود بىاساس است- .
توضيح اينكه حدوث زمانى عبارت است از- مسبوقيت وجود يك شىء به عدم زمانى- يعنى اينكه زمانى بوده است كه اين شىء نبوده است- و قدم زمانى عبارت است- از عدم مسبوقيت وجود شىء به عدم زمانى- يعنى زمانى نبوده است كه اين شىء نبوده است- بلكه در همه زمانها بوده است- و به تعبير رساتر همواره زمان بوده است- و شىء مورد نظر همواره در همه زمانها بوده است- .
حدوث زمانى و قدم زمانى هر دو- در باره موجودى صادق است كه- در ظرف زمان واقع باشد- اما موجودى كه خارج از ظرف زمان است- نه حادث زمانى است و نه قديم زمانى مانند مجردات- كل جهان نيز كه شامل همه زمانها و مكانها است- نيز از اين قبيل است يعنى از ظرف زمان خارج است- خود زمان عبارت است از مقدار حركت ذاتى يك شىء- و ظرف زمانى يك شىء عبارت است- از مطابقه آن حركت با حركت ديگر كه- بحسب قرار داد مقياس قرار داده