اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٧١ - تمثيل
ولى نه اينكه همه معلومات و مشهودات شما- و حتى يك واحد از آنها تبديل به دروغ يا اشتباه شود- يا معدوم گردد نه هرگز- .
عوض مىشود- از اين پس تصور و تعقل و استنباط آنها- در باره آنچه قبلا مىديدهاند- اينست كه آنچه مىديدهاند نمايش- و نمود و ظهور چيز ديگرى بوده است- از اين پس اصالت و استقلالى كه- تا آن وقت مىدادند- از آنها گرفته به غير مىدهند- .
قرآن كريم كلمه عجيبى در باره خداوند بكار مىبرد- كه بيش از سه حرف نيست اما عمقى عجيب دارد- قرآن خداوند را حق- و ما سوا را نسبت به او باطل مىداند- كلمه حق در قرآن موارد استعمال زيادى دارد- و بهر چيزى كه بهرهاى از حقيقت دارد اطلاق مىشود- اما در بعضى از آيات كريمه قرآن - حق منحصرا به خداوند اطلاق شده است- يعنى حق بودن حق واقعى و حق من جميع الجهات- در انحصار خداوند قرار داده شده است- . [١]
قرآن مخلوقات را بنام آيات مىخواند- در اين تعبير نكتهاى هست و آن اينكه- اگر كسى مخلوقات را آنچنانكه هست ادراك كند- خداوند را آن چنان در آنها ادراك مىكند- كه در آئينه اشياء را مىبيند- يعنى حقيقت آنها عين ظهور و تجلى ذات حق است- راغب در مفردات القرآن مىگويد- و الايه هى العلامه الظاهره و حقيقته لكل شىء ظاهر- هو ملازم لشىء لا يظهر ظهوره- فمتى ادرك مدرك الظاهر منهما علم- انه ادرك الاخر الذى لم يدركه بذاته- يعنى آيه نشانه پيدا است- و حقيقتش براى هر چيز نمايانى است- كه همراه چيز ديگر است كه آن اندازه ظهور ندارد- و هر گاه ادراك كنندهاى آن چيز نمايان را- ادراك كند دانسته مىشود كه خود بخود- آن چيز ديگر را نيز ادراك كرده است- .
فرق است ميان دلالتى كه- يك مصنوع معمولى بر صانع خود مىكند- مثل يك ساختمان كه بر سازنده دلالت مىكند- و ميان دلالتى كه مثلا عكس و صورت- بر صاحب عكس مىنمايد- در مورد اول دلالت كننده سبب انتقال فكر- از
[١] رجوع شود به سوره يونس آيههاى ٣٠ ٣٢ سوره كهف آيه ٤٤ و مخصوصا سوره حج آيه ٦ و ٦٢ و سوره نور آيه ٢٥ و سوره لقمان آيه ٣٠ .