اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٤٧ - ١-تشكيلات و نظامات
باز چيز ديگرى كه توليد شگفتى و حيرت مىكند- اينست كه سلولهاى بدن- كه عددشان در بدن يك فرد به ميلياردها مىرسد- و از عدد مجموع افراد بشر در عصر حاضر بيشتر است- با اينكه همه از يك اصل و ريشه زادهاند- هر دستهاى كارى مخصوص بخود انجام ميدهند- و غذاى مخصوص بخود را جذب مىكنند- هر سلول از اعضاء مختلف بدن- مثل استخوان گوشت ناخن مو چشم دندان- و امثال آن همان غذائى را جذب مىكند كه- بكار پرورش و زندگانى او مىخورد- سلولها نيروى انطباق عجيبى دارند- خود را با شرايط و احتياجات هماهنگ مىسازند- راز آفرينش انسان صفحه ٦١ مىنويسد- سلولها ناگزيرند شكل و هيئت- و حتى طبيعت اصلى خويش را- بنا به مقتضيات محيط و احتياجاتى كه- با آن زيست مىكنند- و خود جزئى از آن هستند تغيير بدهند- و خود را با آن هماهنگ سازند- هر سلولى كه در بدن موجودات جاندار بوجود مىآيد- بايد خود را آماده سازد كه- گاهى بصورت گوشت در آيد گاهى بصورت پوست- گاهى ميناى دندان را تشكيل دهد- و گاهى اشك چشم را و گاهى بصورت بينى در آيد- و گاهى بقالب گوش- در اين حال هر سلولى موظف است خود را به همان شكل- و كيفيتى در آورد كه براى انجام آن مساعد است - .
عجائب نظم و همبستگى در آفرينش- قابل احصاء و احاطه نيست- هر گوشهاى را بنگريم جز انتظام و انطباق و هماهنگى- و جز آثار دخالت قصد و عمد- و اراده در مخلوقات نمىبينيم- راز آفرينش صفحه ٤ مىنويسد- دلايل بارزى كه نشان مىداد انسان- در طول زمان با طبيعت انطباق يافته است- امروزه با اين نظريه تكميل مىشود كه- طبيعت هم بنوبه خود را با انسان انطباق داده است- در صفحه ١٤٨ مىنويسد- وقتى حجم زمين و وضع آن را- در فضا در نظر بگيريم- و انطباقات حيرتانگيزى را كه- براى پيدايش آن بكار رفته از نظر بگذرانيم- خواهيم ديد كه اگر قرار بود اين انطباقات- بر حسب تصادف و اتفاق پيش بيايد- برخى از آنها در يك مليون احتمال- به يك احتمال صورت مىگرفت- و مجموع آنها ميلياردها احتمال هم بيشتر لازم داشت- بهمين جهت پيدايش زمين و نشاه حيات را در روى آن- هرگز نمىتوان با قوانين- مربوط به اتفاق و تصادف تطبيق نمود- عجيبتر از انطباق