اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ٣٨ - راه دل يا راه فطرت
وجدان بشر معتقد است- يونگ شاگرد معروف و مبرز فرويد است- وى نظريه استاد خويش را- مبنى بر اينكه احساس مذهبى- يك احساس مادى عقب رانده شده- تغيير شكل دادهاى است رد كرد- و معتقد باصالت اين حس گرديده- ميان او و استاد در اين زمينه نامهها- مبادله شده است كه در برخى كتب مسطور است- .
اينشتاين دانشمند معروف عصر ما- بيان جالبى در اين زمينه دارد- وى در مقالهاى كه از او- تحت عنوان مذهب و علوم نقل شده- بحثى در اين زمينه مىكند- و پس از اينكه مدعى مىشود- محرك مذهبى در همه مردم يكسان نيست- و از بعضى كتب مذهبى مانند توراه و انجيل - از لحاظ طرز معرفى خدا انتقاد مىكند مىگويد- يك عقيده و مذهب ثالث- بدون استثناء در بين همه وجود دارد- گر چه با شكل خالص يكدست- در هيچكدام يافت نمىشود- من آن را احساس مذهبى آفرينش يا وجود مىدانم- بسيار مشكل است اين احساس را- براى كسى كه كاملا فاقد آن است توضيح دهم- به خصوص كه در اينجا ديگر بحثى- از آن خدا كه به اشكال مختلف تظاهر مىكند نيست- در اين مذهب فرد كوچكى- آمال و هدفهاى بشر و عظمت و جلالى كه- در ماوراى امور و پديدهها در طبيعت- و افكار تظاهر مىنمايد حس مىكند- او وجود خود را يك نوع زندان مىپندارد- چنانكه مىخواهد از قفس تن پرواز كند- و تمام هستى را يك باره- بعنوان حقيقت واحد در يابد [١]- .
در قرآن مجيد و آثار قطعى- پيشوايان بزرگ اسلام دلايل زيادى هست- بر اينكه مسئله فطرى بودن دين- و توجه به خدا سخت مورد توجه بوده است- ظاهرا قرآن كريم اولين كتابى است كه- اين مسئله را طرح كرده است- و اكنون پس از چهارده قرن مىبينيم- دانش بشرى آنرا تاييد مىكند- .
نظر به اينكه توضيح و تفسير اين آيات- خصوصا با توجه به كلماتى كه- از رسول اكرم و خاندان پاكش- در توضيح و شرح آن آيات رسيده- دامنه سخن را زياد بسط مىدهد- و از حوصله اين كتاب خارج است- ما در اينجا تنها به نقل برخى آيات- و دو سه جمله از پيشوايان دين اكتفا مىكنيم و مىگذريم- ١- فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً- فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِي فَطَرَ النّٰاسَ عَلَيْهٰا - ٢- أَ فَغَيْرَ دِينِ اللّٰهِ يَبْغُونَ- وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ
[١] رجوع شود به رساله«دنيائى كه من مىشناسم»صفحه ٥٣.