ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨١ - تفسير
شعبى ميگويد: كتاب را تلاوت مىكردند و عمل به آنرا ترك مىنمودند.
سفيان بن عيينه ميگويد: كتاب را در حرير و ديباج پيچيده و با طلا و نقره زينت داده ليكن حلال و حرام آن را حرام نميدانستند و اين است معنى «نبذ» و اينها در صورتى است كه منظور از كتاب تورات باشد.
ابو مسلم ميگويد: چون نپذيرفتند كتاب پيامبر اسلام را در حقيقت كتاب خودشان را كه مژده آمدن پيامبر آخر زمان در آن بود نبذ كردند.
سدى ميگويد: تورات خودشان را ترك و كتاب آصف و سحر هاروت و ماروت را گرفتند يعنى اوصاف پيامبر كه در تورات ذكر شده بود ترك نمودند.
قتاده و گروهى از اهل دانش ميگويند: آن جماعت همه معاند و علت اينكه گروهى از ايشان ذكر شد اين است كه جمعيت زياد با اختلاف نظر و عقيده و فاصله رأى و فكرى كه ميان افراد آن است امكان ندارد همگى كتمان واقع كنند و آنچه را ميدانند مستور دارند مگر اينكه عددشان اندك و اتفاقشان بر كتمان امكان داشته باشد( كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ ...) گويا اينان نميدانند.
كه آن پيامبر راست و بر حق است و منظور اين است: آنان ميدانند و از روى دشمنى و عناد كتمان ميكنند.
و برخي گفتهاند: منظور اين است: گويا اينان نميدانند چه كيفر و عقابى در برابر اين عمل دارند.
و بعضى گفتهاند: گويا اينان نميدانند كه در كتاب خودشان چه مطالبى است و جانشين نادانان شدهاند
.