ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦١ - تفسير
انداخت تا روزى كه بكيفر خود برسند) و(وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ)[١] (اگر آنها را به بينى آن دم كه در پيشگاه پروردگارشان نگاهشان دارند بآنان خطاب رسد مگر اين عذاب، حق نيست گويند چرا به پروردگارمان سوگند).
در حديث رسيده است: كسى كه بر مال شخص مسلمان بدروغ سوگند خورد خدا را در حالى كه بر او خشمگين است ملاقات خواهد كرد.
بديهى است معناى اين ملاقات ديدن خدا نيست عرب ميگويد: «لقاك اللَّه محابك» (خدا تو را بآنچه دوست دارى برساند) و منظور رؤيت و ديدن اشخاص نيست بلكه رسيدن است بآنچه دوست دارى.
(وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ)- و آنان بسوى او باز ميگردند.
سؤال و اشكال:
كلمه «رجوع» عبارت است از بازگشت بمكان و يا حالتى كه انسان قبلًا بوده و يا داشته است پس رجوع مردم بسوى خدا چه معنى دارد؟ آيا قبلًا مردم در آنجا بودهاند؟
جواب:
جواب اين اشكال از سه راه داده شده است:
١- مردم براى زندگى مجدّد در آخرت بازميگردند.
٢- هم چنان كه پيش از آمدن بدنيا، هيچ بودند بار ديگر به نيستى باز ميگردند.
٣- به جهانى ميروند كه جز خدا كسى مالك نفع و ضررى براى آنان نيست همانطور كه در آغاز آفرينش اين چنين بودند چون در ايام حيات گاهى ديگرى بر آنان تسلّط و قدرت داشته و منافع و ضررهايشان را تدبير و انديشه ميكردند و معناى(مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) نيز همين است.
[١] آيه ٣٠ از سوره انعام.