ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٩ - تفسير
(وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها)[١] (اينان وقتى تجارت يا لهوى ديدند بسويش شتافتند)-(وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ)[٢] (بهتر بود كه خدا و رسولش را راضى كنند) كه در همه اين آيات ضمير بكلمه دوم برگشته اما منظور هر دو چيزى كه قبلًا ذكر شده است مىباشد.
ولى عدهاى ديگر معتقدند كه ضمير «ها» به استعانت (كمك گرفتن) بر مىگردد كه از امر بآن، فهميده ميشود.
قول سومى در اينجا وجود دارد كه ضمير «ها» را به كلمهاى محذوف بر مىگردانند و آن «اجابت پيامبر» (بقول اصم) و يا «مؤاخذه نفس بصبر و نماز» يا «انجام آنچه گذشت» يا «صبر از گناهها» يا «صبر از اين لغزش» (بقول ابى مسلم) ولى با توجه به اينكه قبلًا ذكرى از اين كلمات نشده تا قرينهاى بر حذف آنها بوده و ضمير بدانها برگردد، نادرستى و ضعف اين اقوال معلوم ميشود.
لكبيرة.- مفسّران چون حسن و غيره كلمه «كبيرة» (بزرگ) را بمعناى سنگين گرفتهاند از باب ملازمه بين بزرگى، و سنگين و زنى، و سپس بهرچه بر نفس، سخت و گران است اين كلمه گفته شده و ميشود.
(إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ)- جز بر خاشعان يعنى كسانى كه در برابر پروردگار خاضع و متواضعند زيرا آنان خود را بدانها عادت دادهاند و بر ايشان زوال نعمت و ثروت، گران نيست.
مجاهد ميگويد مقصود از «خاشعين» مؤمنانند و همانطور كه مريض دواهاى تلخ را ميخورد باميد نتيجه و بهبودى، مؤمنان نيز كه نتيجه عبادات خود را ميدانند در انجام وظيفه اگر مشكلى باشد تحمل كرده و حتى احساس سنگينى و گرانى هم نميكنند.
ولى حسن معتقد است كه مقصود از خاشعين، خائفان و انديشمندان از خدا است.
[١] آيه ١١ از سوره جمعه.
[٢] آيه ٦٢ از سوره توبه.