حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩ - حجیّت سنّت پیامبر(صل) از زبان قرآن کریم

مأموریت خود، یعنی هدایت امّت را به سرانجام نمی‌رساند. از طرفی دیگر، مخاطبان پیامبر(صل) نیازمند آرامش خاطر از تغییر نیافتن کلام خالقِ خود هستند. کلامی که غیرمستقیم به واسطه پیامبر(صل) از جانب خدا برای ایشان خوانده می‌شود. خدای تعالی می‌فرماید:

وَ إِذَا تُتْلىَ‌ عَلَیهِمْ ءَایاتُنَا بَینَاتٍ قَالَ الَّذِینَ لَا یرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْءَانٍ غَیرْ هَاذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا یكُونُ لىِ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَای نَفْسىِ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یوحَى إِلىَ‌ إِنىّ‌ أَخَافُ إِنْ عَصَیتُ رَبىّ‌ عَذَابَ یوْمٍ عَظِیم؛[١٠] و چون آیات روشنِ ما بر آنان خوانده شود، آنان كه به دیدار ما امید ندارند می‌گویند: قرآن دیگری جز این بیاور، یا آن را عوض كن. [ای پیامبر] بگو: مرا نرسد كه آن را از پیش خود عوض كنم. جز آن چه را كه به من وحی می‌شود پیروی نمی‌كنم. اگر پروردگارم را نافرمانی كنم، از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم.

این آیه به روشنی ابلاغ درست وحی الهی را وظیفه اصلیِ پیامبر(صل) برشمرده و ایشان را از هرگونه دستبرد و تغییر در آن متن دور نگه داشته است. روایتی درباره این آیه وارد شده که برخی اصحاب رسول خدا در واقعه‌ای، خواستار فردی جایگزین برای علی بن ابی‌طالب(ع) بوده‌اند. پیامبر(صل) در جواب آن‌ها این آیه شریفه را تلاوت کرده و می‌فرماید: اراده خداوند دقیقاً همین بوده و من فقط به وحی عمل می‌کنم.[١١]

سنجش عصمت در دریافت وحی و ابلاغ آن، ارتباط مستقیم با پذیرش حجیّت قرآن کریم دارد. فرض این نوشتار بر پذیرش حجیّت قرآن است و هدف، بیان حجیّت سنّت نبوی(صل) توسط آیات الهی است. اطمینان از عصمت رسول خدا، در دریافت و ابلاغ وحی در مسیر هدایت بشر، جزءِ لازم این پیش‌ فرض است؛ چرا که آیات قرآن توسط وحی به قلب رسول خدا تابیده شده و ایشان موظّف به رسانیدن دقیق آن حتّی در عین الفاظ بوده‌اند.

از جمله آیاتی که در این قسمت حائز توجه است؛ آیاتی است که با فعل امر «قل» به پیامبر(صل) دستور داده تا مطلبی را بگوید. این آیات دو مطلب را می‌رساند، یکی گرفتن عین دستور خداوند توسط پیامبر(صل) و دوم ابلاغ عین همان دستور است. چرا که قرآن با آوردن فعل امر «قل» و بلافاصله مقول قول، از هر دوی آن‌ها خبر داده است.[١٢] این دسته از آیات که تعداد


[١٠]. یونس، آیه ١٥.

[١١]. ر.ک: تفسیر القمی، ج ١، ص ٣١٠.

[١٢]. تعداد آیات «قل» در این بحث، بیش از دویست و پنجاه مورد است.