حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٨ - حجیّت سنّت پیامبر(صل) از زبان قرآن کریم
دانستهاند؛ چرا که منع، فقط در صورت عذرِ فاعلِ قادر بهوجود میآید.[٥] در آیه «وَ اللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاس»[٦] نیز عصمت با اراده فاعل همراه است؛ بنابراین پیامِ «پیامبران معصوماند» این است که آنان خود را از هرگونه رذیلت و پلیدی دور نگه میدارند.
اثبات عصمت، لزوم نبودِ خطا در کلام و رفتار ایشان را در پی داشته و در مقابل، عدمِ پذیرش عصمت در پیامبر٦، بیاعتمادی به سنّت را نتیجه میدهد. این امر مهمترین و اوّلین[٧] دلیل برای حجیّت سنّت پیامبر(صل) است چرا که بدون استدلال به عصمتِ پیامبر دیگر جایی برای بحث حجیّت باقی نمیماند.
با توجّه به آیات قرآن و حیطه نبوّت پیامبر ٦، میتوان عصمت را به دو گونه: عصمت در دریافت و ابلاغ وحی و عصمت در فعل و قول غیر قرآنی آن حضرت تقسیم کرد.
١. عصمت در دریافت و ابلاغ وحی
پاکدامنی پیامبر(صل) را میتوان از دو منظر بررسی کرد؛ یکی اعمال مرتبط با وحی و معارف الهی که ارتباط مستقیم با هدایت دارد؛ در مقابل، اعمال عادی و روزمره پیامبر(صل) که در ظاهر ارتباطی با وحی ندارد، اما بیانگر جزئیاتی است که در قرآن نیامده است. قرآن میفرماید:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلیَ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یتْلُواْ عَلَیهْم ءَایاتِهِ وَ یزَكِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَة وَ إِن كاَنُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَالٍ مُّبِینٍ؛[٨] به یقین، خدا بر مؤمنان منّت نهاد [كه] پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهی آشكاری بودند.[٩]
«یَتْلُواْ عَلَیهْم ءَایاتِهِ» درباره قسمت اول یعنی مرتبه عصمت در دریافت وحی و ابلاغ آن است. پیامبر(صل) آیات خدا را همانطور که مورد رضایت خداوند بوده، برای مردم تلاوت میکند. اگر رضایت خداوند به همراه نبود، این گونه خبر قطعی از تلاوت آیات توسط خدا وجود نداشت. چنین پیامبری اگر نتواند همانگونه که وحی را دریافت کرده به مردم ابلاغ کند، هیچگاه
[٥]. الفروق فی اللغه، ص ١٠٤.
[٦]. مائده، آیه ٦٧.
[٧]. حجیّة السّنّة، ص ٢٧٩.
[٨]. آل عمران، آیه ١٦٤.
[٩]. ترجمهی آیات قرآن در این نوشتار برگرفته از ترجمهی استاد فولادوند است.