حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢٥ - روشهای زمینهسازِ تربیت اخلاقی جوانان در نهجالبلاغه

كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِی مِنَ الْعِزَّة؛[٣٨٣] به اهل ورع و صدق و راستى بپیوند و آنان را طورى تربیت كن كه ستایش بى‌حد از تو نكنند و تو را نسبت به اعمال نادرستى كه انجام نداده‌اى تمجید ننماید؛ زیرا مدح و ستایش بیش‌ازحد عُجب و خودپسندى ببار مى‌آورد و انسان را به كبر و غرور نزدیك مى‌سازد.

الْصَقْ بِذَوِی الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُیوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْكَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ؛[٣٨٤] روابط خود را با افراد با شخصیت و اصیل و خاندان‌هاى صالح و خوشسابقه برقرار ساز و پس‌ازآن با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار، چراكه آن‌ها كانون كرم و مراكز نیكى هستند.

در این دو کلام نورانی، هم‌نشین را زمینه‌ساز ایجاد خودپسندی، یا اصلاح فرد می‌دانند. زمینه‌سازی هم‌نشین در تربیت اخلاقی، شبیه به تأثیر خانواده است. اگر جوان، هم‌نشین خود را قبول داشته باشد، تأثیرپذیری از او، به قبول یا رد هنجارهای اخلاقی‌اش نیز سرایت می‌کند. ازاین‌رو، هم‌نشینی با صالحان، بهترین کمک‌کنندة تربیت اخلاقی است. تأییدهای آنان، به انسان در قبول و انجام مکارم اخلاقی و نهی و انزجار آن‌ها، او را در ترک رذایل کمک می‌کند. ازسوی‌ دیگر، هم‌نشین، فضایی که انسان در آن است را رقم می‌زند. ایجاد فضای ایمانی یا شیطانی و قراردادن همراه خود در آن، زمینه‌ساز تربیت اخلاقی یا مانع آن است. در برخورد با رذایل اخلاقی جوانی که ریشه در همراهی با فاسدان دارد، باید برنامه‌ای برای جدایی او از آن همراهان وجود داشته باشد. جوان، تجربه چندانی ندارد تا متوجه شود هم‌نشین چه تأثیری در او دارد. در مقابل، با ایجاد اجتماعات مؤمنانه برای جوانان، می‌توان مقدمه انتخاب هم‌نشین اخلاقی را ایجاد کرد. البته جوانی که برایش امکان جدایی از هم‌نشین نامناسب مهیا نیست را باید با بیان آثار زیان‌بار هم‌نشینی با فاسدان، واکسینه ‌کرد.

٦. بیدارسازی فطرت

برخی مربیان که با پایین‌آمدن سطح اخلاق و فراوان‌شدن بی‌اخلاقی‌های جوانان مواجه می‌شوند، از هر تغییر و تربیت اخلاقی ناامید می‌شوند. آن‌ها فضای ضداخلاقی آن جوانان را


[٣٨٣]. همان، نامه ٥٣، ص ٤٣٠.

[٣٨٤]. همان، ص ٤٣٣.