حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٤ - حجیّت سنّت پیامبر(صل) از زبان قرآن کریم
نیست. قرآن کریم، هدایت، مُلک، عزّت، خیر، رزق، هلاکت، خلقت، غُفران[٢٦] و غیب[٢٧] را فقط مختص به ذات خداوند میداند؛ اما بیان میکند که خداوند در صورت تعلّق ارادهاش به شخصی، از اختیارات خود به او خواهد میبخشید. گاهی برخی از امور مختص پروردگار مثل ملکیّت و پادشاهی، در ظاهر بهدست افرادی از بشر است اما برخی امور وجود دارد که هر کسی قدرت انجام آن را ندارد مگر اینکه خداوند آن اختیار را به او داده باشد. اعطای اینگونه از اختیارات نشان از توجّه ویژه پروردگار به آن شخص است و در نشان دادن مقام و منزلت او در پیشگاه رب عالم مؤثر است. قرآن فرموده است:
ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَ اللَّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظِیم؛[٢٨] این فضل خداست، آن را به هر كه بخواهد عطا میكند و خدا دارای فضل بسیار است
قرآن، داننده غیب را فقط ذات اقدس خدا میداند و كسی نیست که بر آن غیب آگاه شود، حال اگر پیامبری، این علم غیب را از خداوند برای انجام وظایفش در اختیار داشت، میتوان این اطمینان حاصل شود که این فرد موردِ اعتماد پروردگار است. خداوند در این راستا میفرماید:
[او] داناى غیب است و هیچ كس را بر غیب خود آگاه نمیكند. مگر پیامبرانی را كه [برای آگاه شدن از غیب] برگزیده است، پس نگهبانانی [برای محافظت از آنان] از پیش رو و پشت سرشان میگمارد.[٢٩]
این اعتماد و اعطای برخی اختیارهای خاص، همگی نشان از برتری و اسوه بودن این فرستاده الهی است. بر همین اساس است که رسول خدا بارها فرمودند:
هیچ اختیاری از سود و زیان برای خود ندارد مگر آنچه خدا از او بخواهد.[٣٠]
از جمله امور دیگرِ اعطایی خداوند به پیامبرش، «هدایتگری» است. هدایت مختصّ خداوند است. خدایی که «مشرق و مغرب از آن او است و هر كه را بخواهد به راه راست هدایت میكند»[٣١] امّا با این وجود، او پیامبر خود را موظّف به انجام هدایت بشر کرده و خود در همین راستا او را
[٢٦]. آل عمران، آیه ٢٦.
[٢٧]. اعراف، آیه ١٨٨.
[٢٨]. جمعه، آیه ٤.
[٢٩]. جن، آیه ٢٦ و ٢٧.
[٣٠]. اعراف، آیه ١٨٨.
[٣١]. بقره، آیه ١٤٢.