حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٩٥ - نشانهشناسی احادیث تقطیعشده در کتابهای روایی
با مشابهیابی این روایت در کتاب الخصال و در دیگر منابع[٢٩١] مشخص شد که تقطیع شکل گرفته است. مصنف پس از نقل حدیث، با عبارت «الحدیث طویل اخذنا منه موضع الحاجة» تصریح به اختصارِ حدیث کرده و بر اساس نیاز به بخش اول روایت، آن را در باب «احادیث القضاء والقدر» آورده است.
متن کامل آن در الخصال بدین صورت میباشد:
أَنَّ رَجُلًا قَامَ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ(ع) فَقَالَ لَهُ یا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ الْعَزْمِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ حَالَ بَینِی وَ بَینَ هَمِّی وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ الْقَضَاءُ عَزْمِی فَعَلِمْتُ أَنَّ الْمُدَبِّرَ غَیرِی قَالَ فَبِمَا ذَا شَكَرْتَ نَعْمَاءَهُ قَالَ نَظَرْتُ إِلَی بَلَاءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّی وَ أَبْلَی بِهِ غَیرِی فَعَلِمْتُ أَنَّهُ قَدْ أَنْعَمَ عَلَی فَشَكَرْتُهُ قَالَ فَبِمَاذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَهُ قَالَ لَمَّا رَأَیتُهُ قَدِ اخْتَارَ لِی دِینَ مَلَائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِیائِهِ عَلِمْتُ أَنَّ الَّذِی أَكْرَمَنِی بِهَذَا لَیسَ ینْسَانِی فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَه؛[٢٩٢] مردی بهسوی امیر مؤمنان(ع) رفت و عرض کرد: ای امیر مؤمنان به چه چیزی خدایت را شناختی؟ حضرت فرمود: به شکستن اراده و گسستن همتها، زمانی که ارادهای کردم بین من و ارادهام حائل شد و قصد کردم قضای الهی با آن مخالفت ورزید، پس دانستم تدبیرکننده غیر از من است. مرد گفت: چگونه شکر نعمتهایش را کردهای؟ فرمود: به بلایی که از من برگرداند و دیگری را به بلا مبتلا کرد، پس دانستم که بر من نعمت دارد و شکرش کردم. او گفت: چگونه ملاقاتش را دوست داری؟ فرمود: زمانی که دین ملائک و فرستادگان و انبیائش را برایم برگزید، دانستم آنکه مرا با این گرامی داشته، فراموشم نکرده است؛ بنابراین ملاقاتش را دوست دارم.
کتاب عوالی اللئالی یکی دیگر از منابع قرن دهم است که روایات فراوانی بهصورت تقطیع نقل کرده است. بهعنوان نمونه «بُریدة بن معاویه» روایتی[٢٩٣] تقطیعشده از امام صادق(ع) نقل کرده و با کلمه «الی قوله» به آن اشاره میکند:
سَأَلْتُ الصَّادِقَ(ع) عَنْ رَجُلٍ إِلَی قَوْلِهِ وَلَاءُ الْمُعْتَقِ مِیرَاثٌ لِجَمِیعِ وُلْدِ الْمَیتِ مِنَ الرِّجَالِ؛[٢٩٤] از امام صادق(ع) درباره مردی پرسیدم تا کلام ایشان سرپرستی معتق میراث، برای تمامی فرزندان ذکور میت است.
جدول ذیل آمار روایات تقطیع در قرن هفتم تا یازدهم را نشان میدهد.
[٢٩١]. التوحید، ص ٢٨٨.
[٢٩٢]. ر.ک: الخصال، ج ١، ص ٣٣.
[٢٩٣]. اصل این روایت را کلینی در الکافی، ج ٧، ص ١٧١ بهصورت کامل نقل کرده است.
[٢٩٤]. عوالی اللئالی، ج ٣، ص ٥٠٧.