حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٥ - حجیّت سنّت پیامبر(صل) از زبان قرآن کریم

حمایت می‌کند. در نهایت خداوند است که دل مؤمن را به اسلام پر نور می‌کند و یا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند می‌گستراند[٣٢] امّا خود، فرمان رهبری و ارشاد امّت را به‌دست نماینده‌ای از انسان سپرده است تا در مسیری که خود مشخّص نموده، همه را به ساحل امن برساند. به‌طور قطع، به‌دوش کشیدن چنین مأموریّتی نشان از عظمت و بزرگی شخصیّت پیامبر دارد و خداوند می‌داند که چه کسی را مأمور به این وظیفه کند تا کار به سر منزل مقصود رسد. به همین جهت است که وظیفه اصلی و اساسیِ پیامبر را هدایت بشر معرفی کرده است.[٣٣]

وَ كَذَلِكَ أَوْحَینَا إِلَیكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِى مَا الْكِتَابُ وَ لَا الْایمَانُ وَ لَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نهَّدِى بِهِ مَن نَّشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَ إِنَّكَ لَتهَدِى إِلىَ‌ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیم؛[٣٤] و همین گونه، روحی از امر خودمان به سوی تو وحی كردیم. تو نمی‌دانستی كتاب چیست و نه ایمان [كدام است؟] ولی آن را نوری گردانیدیم كه هر كه از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه می‌نماییم و به راستی كه تو به خوبی به راه راست هدایت می‌كنی.

هدایت‌گری با سخن‌ و عمل پیامبر است که محقق می‌شود و با تبعیّت ایمان آورندگان به هدف می‌رسد. قرآن فرستاده خدا را پیام‌ رسان معرفی کرده که هدایت، نتیجه تبعیّتِ از آن پیام‌های آسمانی است.

أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّیتُمْ فَإِنَّمَا عَلی‌ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ؛[٣٥] و خدا را فرمان برید و پیامبر [او] را اطاعت نمایید و اگر روی بگردانید، بر پیامبر ما فقط پیام‌رسانیِ آشكار است.

هم‌چنین پیامبر(صل) را مبشّر و نذیر نیز معرفی می‌کند؛ یعنی بشارت دهنده پاداش الهی به مؤمنان و انذار و برحذر دارنده کافران به عذاب الهی[٣٦] که همه در راستای هدایتگری است.

یا أَیهَّا النَّبىِّ إِنَّا أَرْسَلْنَكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا وَ دَاعِیا إِلىَ اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُّنِیرًا؛[٣٧] اى پیامبر، ما تو را [به سِمَتِ‌] گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم و دعوت‌كننده به سوی خدا به فرمان او و چراغى تابناك.

قرآن بیان می‌کند که خداوند، فرستاده برگزیده خود را رسالت، هدایت، علمِ غیب و دیگر


[٣٢]. انعام، آیه ١٢٥.

[٣٣]. ابراهیم، آیه ٤.

[٣٤]. شوری، آیه ٥٢.

[٣٥]. تغابن، آیه ١٢.

[٣٦]. تفسیر المیزان، ج ١٦، ص ٣٢٩.

[٣٧]. احزاب، آیه ٤٥ و ٤٦.