روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٣٨ - روزشمار جنگ دوشنبه ١١ بهمن ١٣٦١ ١٦ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٣١ ژانویه ١٩٨٣
ضمیمه ی گزارش ٤٣٨
تغییرات سازمان رزم از جمله گسترش آن بحثی نبود که در مقطع خاصی به نتیجه ی نهایی رسیده و
پرونده ی آن بسته شود، بلکه اولویت ها و ضرورت های توسعه ی سازمان رزم و مباحث مربوط به آن، به دلایل متعددی از جمله آخرین وضعیت نبرد، از زمان ورود سپاه به جنگ به منزله ی موضوعی مستمر در کنار سایر مباحث عملیاتی مطرح بود و در واقع این گونه مباحث سابقه داشت. با ورود رسمی سپاه پاسداران به عرصه ی عملیات ها، ضرورت گسترش سازمان رزم در شکل اولیه ی آن به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر خود را نشان داد.
در پی اجرای عملیات موفق ثامن الائمه(ع) و شکسته شدن حصر آبادان، زمینه ی جذب نیروهای مردمی بیش از گذشته فراهم شد و سپاه پاسداران با جذب و به کارگیری نیروهای مردمی توانست ١٥ گردان نیرو را سازمان دهی و وارد عمل کند. این امر به منزله ی افزایش توان سازمان دهی سپاه به میزان ١٠ برابر بود. در سال دوم جنگ به تدریج ضرورت تشکیل تیپ مورد توجه قرار گرفت و سپاه با سازمان تیپ وارد عملیات طریق القدس شد.
برجسته ترین ویژگی عملیات طریق القدس نقش بسیار مهم نیروهای مردمی بود و در واقع برای نخستین بار نیروهای مردمی در سطح گسترده یی سازمان دهی و به کار گرفته شدند که مفهوم دیگر این حضور، گسترش بیش از پیش سازمان رزم سپاه بود. عملیات فتح المبین نیز که به لحاظ وسعت، میزان نیروهای شرکت کننده و سرعت عمل آن ها در تأمین اهداف و نتایج و دستاوردها بسیار چشمگیر بود، یک ویژگی شاخص داشت و آن نمایش جنگ فراگیر مردمی بود. بدین معنا که سازمان رزم سپاه با تشکیل تیپ و قرارگاه دست خوش تحول جدی شد. همین موضوع علاوه بر فراهم کردن زمینه ی افزایش جذب و به کارگیری نیروهای مردمی و در نتیجه برتری قوای ایران بر عراق، امکان فرماندهی، کنترل و هدایت را به نحوی مناسب فراهم ساخت.
افزون بر راه اندازی تیپ، با استفاده از غنایم به دست آمده پس از عملیات فتح المبین، عملاً تأسیس برخی واحدهای نظامی تیپ های توپ خانه و زرهی سپاه امکان پذیر شد.
فتح خرمشهر از نظر نظامی، علاوه بر استراتژی برتر و اجرای تاکتیک ویژه ی عبور از رودخانه ی کارون، مرهون افزایش توان رزمی سپاه بود. در این عملیات، سپاه ١٠٠ تا ١٢٠ گردان نیرو در قالب تیپ (ولی با استعداد لشکر) وارد عملیات کرد که در مقایسه با عملیات ثامن الائمه(ع) تنها در فاصله ی ٩ ماه، توان رزمی سپاه نزدیک به ١٠ برابر رشد و افزایش را نشان می دهد.
با ناکامی در عملیات رمضان کاستی های موجود در قدرت زرهی، مهندسی و توپ خانه ی نیروهای ایران مشخص شد و همچنین این تصور به وجود آمد که سازمان رزم ایران از نظر حجم و شکل سازمان دهی نقایصی دارد و برای دست یابی به پیروزی نیازمند بازسازی و گسترش است. این برداشت موجب انجام اقداماتی شد که در آستانه ی عملیات والفجر مقدماتی نتایج آن با "تغییر در سازمان رزم سپاه و گسترش آن" آشکار شد.[١]
البته یگان دریایی و هوایی سپاه در دوران عملیات محرم با مرکزیت فرماندهی مستقر در تهران تشکیل شد.
هم زمان با طرح مباحث مربوط به عملیات والفجر مقدماتی (حد فاصل بین عملیات محرم تا عملیات والفجر مقدماتی) بررسی موضوع گسترش و تغییر در سازمان نیروی زمینی نیز همچنان ادامه داشت. از جمله تصمیمات مهم در این مقطع زمانی این بود که همه ی تیپ های سپاه که بیش از ٩ گردان داشتند، تبدیل به لشکر شده و هر لشکر نیز اقدام به تشکیل سه تیپ کند. تصمیم تشکیل "قوای زمینی سپاه پاسداران"[٢] نیز در این دوره اتخاذ شد. تفکر تشکیل قوای زمینی بر این اساس شکل گرفت که پس از تشکیل یگان دریایی و هوایی، قوای زمینی به عنوان یک نیروی مستقل بایستی از جانب یک
[١] محمد درودیان، سیری در جنگ ایران و عراق (آغاز تا پایان)، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران، چاپ پنجم، ١٣٨١، ص ٥١.
[٢] نام قوای زمینی سپاه بعدها به "نیروی زمینی سپاه" تغییر یافت.