روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٠٧ - روزشمار جنگ شنبه ٩ بهمن ١٣٦١ ١٤ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٩ ژانویه ١٩٨٣
تیپ پیاده ی سپاهی بودند و هدف هایی را که بایستی تأمین کنند ارتفاعات علی گره زد بود و گشودن محور اصلی یعنی جاده ی آسفالته، جسر نادری دهلران و سقوط تپه های کوت کاپون. در طرح ریزی مانور، تصرف ارتفاعات ابوصلیبی خات (رادار) از طرف رودخانه ی کرخه مشکل به نظر می رسید و از طرفی پیش بینی می شد که از نیروهای تحت فرمان قرارگاه نصر بهترین بهره گیری را برای استفاده از
موفقیت می توان نمود و حتی در سقوط ارتفاعات ابوصلیبی خات از سمت قرارگاه نصر (سمت شمال) می توان تسهیلاتی ایجاد کرد و در نتیجه به دلیل اهمیت محور عملیاتی قرارگاه نصر و به خاطر فعال تر برخورد کردن این محور در مقایسه با سایر محورهای عملیاتی و تداوم عملیات از این محور، فردی که صلاحیت و لیاقت این امر را داشت به تدبیر فرماندهی کل سپاه، حسن باقری انتخاب گردید و در اثنای عملیات نیز همان گونه که انتظار می رفت چنین شد و حساس ترین و مهم ترین و عالی ترین محور عملیاتی، پیشروی از سمت قرارگاه نصر بود و چه خوب فرماندهی در رأس این قرارگاه فرمان می راند و دستور می داد و هدایت می کرد. مرحله ی یکم عملیات کاملاً به هدف هایش دست یافت. در مرحله ی دوم به دستور فرماندهی کل و با شناسایی سریعی که از جناح لشکر یک مکانیزه به کمک بهترین عناصر طرح و عملیات و اطلاعات - عملیات قرارگاه خودش و تیپ های عمل کننده به عمل آورد و نتیجه یی که این شناسایی داد، نور امید و فرج در دل همه ی فرماندهان ایجاد شد و فرماندهی کل با انعطاف سریعی که در طرح عملیات ایجاد کرد، دستور ادامه ی عملیات از سمت قرارگاه نصر داده شد و ارتفاعات رادار سقوط کرد. شب عملیات پیش او بودم، صبح ساعت ٨ هم راه نیروهای عمل کننده به ارتفاعات رادار رفتیم و او سوار بر خودرو به هم راه عناصر قرارگاهش را به صورت سیار هدایت می کرد و بدین گونه بود که او یک بار دیگر برای اسلام و لشکریان اسلام عزت آورد و با تصرف تنگه ی رقابیه و سقوط ارتفاعات ابوصلیبی خات (رادار) باعث انهدام و به اسارت درآوردن نیروهای لشکر یک مکانیزه و ٤ تیپ تحت امر آن شد.»
عملیات بیت المقدس
«[در این عملیات] حسن باقری همچنان فرماندهی قرارگاه نصر را برعهده داشت، با این تفاوت که یک تیپ به نیروهای تحت فرمانش اضافه شده بود و هدف قرارگاه نصر تصرف و تأمین خرمشهر بود که مرحله ی یکم را با موفقیت هدایت کرد و در مرحله ی دوم، سخت ترین لحظات عمرش را گذراند و به قول برادر باقری اگر زمین دهن باز می کرد، در آن فرومی رفت.
یگانی از نیروهای تحت فرماندهی اش که عملیات را از جاده ی آسفالته ی اهواز - خرمشهر به سمت مرز ادامه می دادند در پیشروی، جناح نیروهای عمل کننده در خطر تهاجم دو تیپ زرهی و یک تیپ مکانیزه افتاد و طوری صحنه ی عمل سخت شد و نیروهای پیاده با انبوهی از تانک و نفربر درگیر شدند که همه ی عناصر حمله ور مجبور به دفع این خطر شدند و فرماندهان گردان ها و تیپ ها شخصاً آر.پی.جی. برداشتند و به جنگ تانک ها رفتند. فرماندهان گدها و تیپ ها تماس می گرفتند و فشار را که لحظه به لحظه زیادتر می شد به فرمانده لشکرشان [گزارش می دادند] و بعد نیز مستقیماً با حسن باقری تماس گرفتند و کسب تکلیف کردند. وی با صلابت تمام دستور مقاومت داد و به فرماندهان گدها تکلیف کرد که شخصاً بجنگند و در پایان نصر و پیروزی نصیب شد. ٢ تن از فرماندهان گدها تحت فرمانش و یک فرمانده تیپ (برادر وزوایی) به افتخار عظیم شهادت نائل شدند، ولی در جبهه ی اسلام هیچ گونه سستی ایجاد نشد و ٢ تیپ زرهی دشمن و یک تیپ مکانیزه ی دشمن نیز چنان در فشار فرمانده رده ی بالاتر بودند که فرماندهان تیپ ها اقدام به جنگ سختی کردند، به طوری که فرمانده یکی از تیپ ها کشته شد و معاونت تیپ٢٤٠ مکانیزه ی دشمن زخمی شد و اسیر گشت. در آن روز برادر حسن باقری با توکلی بی نظیر و با روحیه یی عالی فرماندهی کرد. در مرحله ی سوم این عملیات نیز نیروهای قرارگاه نصر دشمن را از ناحیه ی شلمچه محاصره کردند و با این تدبیر بی سابقه خرمشهر فتح