روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٠٤ - روزشمار جنگ شنبه ٩ بهمن ١٣٦١ ١٤ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٩ ژانویه ١٩٨٣
فرماندهی
توانمندی حسن باقری تنها مختص به درک او از مسائل اطلاعاتی یا علاقه اش به چنین موضوعاتی نبود، بلکه در هر موردی که مقدمات و زمینه ی آن فراهم می شد استعداد ذاتی اش امکان رشد و ظهور می یافت؛ از جمله مواردی که وی توانمندی خود را در انجام آن به خوبی اثبات کرد، مهم ترین
مسئولیت جنگ یعنی "فرماندهی" بود.
غلامعلی رشید درباره ی این ویژگی حسن باقری می نویسد: «هر کس او را در ماه های اول جنگ (٣ الی ٦ ماه اول سال ١٣٥٩) می دید باور نمی کرد که در آینده یی کم تر از یک سال، یکی از لایق ترین و با تدبیرترین فرماندهان نظامی در جنگ بشود.[١] پس از گذشت چند ماه از حضور در جبهه ها، قدرت فرماندهی او در عملیات (فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا) نمایان شد. در این عملیات پس از ٥/٣ کیلومتر پیشروی و احداث خاکریز به علت زخمی شدن رحیم صفوی فرمانده عملیات، وی هدایت عملیات را بر عهده گرفت و به رغم تلاش دشمن و پاتک های متعدد تا روز هشتم خط را محکم نگه داشت و مانع سقوط آن شد. بعد از این عملیات بود که حسن باقری به اصطلاح درخشید و نشان داد که فرماندهی لایق و کاردان است. این لیاقت را در تدابیر و اجرای عملیات های چهارگانه ی دوره ی عقب راندن دشمن از جنوب (عملیات های ثامن الائمه(ع)، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس) در حد اعلی نشان داد.»[٢]
عملیات ثامن الائمه(ع)
در اولین عملیات گسترده، فرماندهی نیروهای سپاه در سه محور اصلی دارخوین، فیاضیه و ایستگاه ٧ به ترتیب به عهده ی حسن باقری، رحیم صفوی و غلامعلی رشید بود و در مقر فرماندهی اصلی سرتیپ ظهیرنژاد و یوسف کلاهدوز حضور داشتند.
غلامعلی رشید درباره ی نقش حسن در طراحی و فرماندهی عملیات ثامن الائمه(ع) در محور دارخوین که موجب موفقیت در کل عملیات ثامن الائمه(ع) شد، می نویسد:
«مهم ترین و فعال ترین محور این عملیات، محور دارخوین بود. و این راه کار حمله با راهنمایی های حسن باقری پیدا شد. وی مأموریتش را با کمال میل پذیرفت و یک هفته قبل از شروع عملیات به آن جا رفت و همه چیز را از جزء تا کل بررسی کرد؛ برای گردان ها سخن رانی کرد، برای تمام فرمانده گردان ها و گروهان ها شخصاً کالک عملیاتی تهیه کرده بود و با تحرک فراوانی که داشت با جنب و جوش تمام به همه جا و همه ی قسمت ها سرکشی کرد و عملیات را به نحو احسن آماده ی اجرا کرد و چون به امر شناسایی اهمیت می داد، چندین بار تا چند قدمی خطوط مقدم دشمن به هم راه گروه های شناسایی پیش رفت و از نزدیک شخصاً نظارت کرد تا مطمئن گردید که نیروها قادرند از محورهای مطمئنی برای حمله به دشمن عبور کنند، به حق کار صحیحی بود. وی با این کارش باعث شد که هدایت عملیات را در نبرد ثامن الائمه(ع) از محور دارخوین به نحو احسن انجام دهد. چون جزئیات مانور و جزئیات راه کارهای گردان ها و حتی گروهان ها را نیز می دانست و با تسلط در شب عملیات به فرمانده گردان ها و حتی گروهان ها فرمان می داد و هر کجا و در هر محوری مشکلاتی به وجود می آمد و عملیات لحظه یی متوقف می شد با تسلطی که بر زمین منطقه و آرایش یگان های دشمن و احتیاط های دشمن داشت نیروها را راهنمایی می کرد، تذکر می داد و ترغیب و تشویق می کرد و لحظه یی از هدایت باز نمی ماند. تا صبح عملیات نیروهای این محور، قوای دشمن در شمال منطقه ی عملیات را دور زده و از پشت رده ی سوم نیروهای عراقی سر درآورده و با بستن عقبه ی نیروهای عراق در پل قصبه و کمک به دو محور دیگر برای بستن پل دوم دشمن روی کارون (حفار) باعث فروپاشی نیروهای دشمن در شرق کارون شد.
[١] مأخذ ١٧، ص ١٠.
[٢] مأخذ ١٧، صص ٣١ - ٣٠.