روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٩٨ - روزشمار جنگ شنبه ٩ بهمن ١٣٦١ ١٤ ربیع الثانی ١٤٠٣ ٢٩ ژانویه ١٩٨٣
ضمیمه ی گزارش ٤١٩ (بیان برخی ویژگی های نظامی و شخصیتی شهید حسن باقری به نقل از هم کاران و هم رزمان وی)
غلامعلی رشید[١]:
«در اوایل جنگ یک روز هم راه فرمانده عملیاتش در اهواز به جلسه یی که بافت ارتشی - سپاهی داشت وارد شد. معمولاً در ابتدای جلسات نظامی رکن دوم ارتش از آخرین وضعیت دشمن، اطلاعات ارائه می دهد. طبق معمول، افسر رکن دوم ارتش مطالبی در مورد آخرین وضعیت دشمن بدون جمع بندی و تحلیل بیان می کند و بعد مسئولین قصد ادامه ی جلسه را داشتند که فرمانده عملیات سپاه گفت: "بگذارید رکن دوم ما نیز از وضعیت دشمن برای تان مطلبی بگوید."
حسن باقری بلند شد و با آن بیان رسا و منطق گیرا نه تنها آخرین اطلاعات خام را از دشمن ارائه داد، بلکه به جمع بندی و تحلیل عملکرد عراق پرداخت و سپس حرکات احتمالی دشمن را در آینده ی نزدیک پیش بینی کرد که مورد تعجب و تحسین مسئولان در جلسه، مخصوصاً نماینده ی امام در شورای عالی دفاع (آیت الله خامنه ای) قرار گرفت.»[٢]-[٣]
فتح الله جعفری:
«در جلسه یی بعد از ارائه ی اطلاعات در مورد عملیات در غرب دزفول توسط چند تن از فرماندهان، (حسن) باقری روی نقشه توضیحات کامل تری ارائه داد. همه از اطلاعات باقری تعجب کردند همیشه این طور است، او مطلع ترین است و بیش تر از همه از وضعیت منطقه خبر داد.»
فتح الله جعفری:
«صیاد شیرازی فرماندهی متدین است. او خیلی به اطلاعات حسن باقری متکی است. البته همه ی فرماندهان جنوب متکی به اطلاعات و دانش نظامی باقری هستند. وقتی در جلسه صحبت می کند، کسی حرف نمی زند، همه مبهوت اند، همه جذب اند، به حدی اطلاعات از عراقی ها، منطقه و خودی دارد، حتی [بیش تر] از محلی ها. فرماندهی توانا و باکفایت است. [سرهنگ] صیاد [شیرازی] حسن [باقری] را خیلی دوست دارد و حرفش را حُجَّت می داند.»[٤]
غلامعلی رشید:
«در همان برخوردهای اولیه احساس کردم که شخص هوشیار و زرنگی است و اصلاً مشخصه ی این عزیز هوشیاری فوق العاده و جنب و جوشَش بود. شاید در نگاه های اول که در جلساتی و یا در جمعی حضور می یافت تا لب به سخن نمی گشود و مطالبی را بیان نمی کرد با آن منطق رسا و گیرایش کسی باور نمی کرد که این مؤمن خدا این قدر فهم داشته باشد! [...] مخصوصاً در جمع برادران نظامی ارتشی که در قیافه ی آدم تازه وارد دنبال نمودهای دیگری می گردند و اتفاقاً در برادر حسن هیچ نشانی از آن ها نبود، منظور نشان های ظاهری است سخن گفتن و آن هم بعضاً بی مورد و یا نمودی از احساسات و یا احیاناً ظاهری شیک و...»[٥]
بین فرماندهان عالی جنگ، غلامحسین افشردی (حسن باقری) از نادر افرادی بود که در مدت (٥/٢ سال) حضور خود در این عرصه - آغاز جنگ تا شهادت - تأثیر عمیقی بر شیوه های متداول و مرسوم
[١] غلامعلی رشید در آن زمان معاون عملیات ستاد عملیات جنوب مستقر در پادگان گلف اهواز بود.
[٢] مضامین مشابهی در این باره به نقل از رحیم صفوی و داود کریمی (شهید) در اسناد مرکز موجود است که احتمالاً مربوط به جلسات متفاوت است. رحیم صفوی درباره ی حسن باقری می گوید: «هنگامی که [حسن باقری] با آن جثه ی ظریف، قلب نورانی و سخنان توأم با حکمت الهی پای تابلو رفت، خدا می داند مقام آن جمع که جمع بزرگی از فرماندهان و برخی از نیروهای سیاسی بود، متعجب شده و وی را تحسین کردند. [او] جبهه ی خوزستان را از آبادان تا دزفول به طور دقیق صحنه و واقعیت جنگ و دشمن و نیروهای خودی را به بهترین وجه ترسیم کرد.» (مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، نگین ایران (فصل نامه مطالعات جنگ ایران و عراق)، شماره ١١، زمستان ١٣٨٣، صص ١٠٧ - ٦٢)
[٣] سند شماره ٤١١ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: دست نوشته های غلامعلی رشید فرمانده یگان زمینی سپاه درباره ی حسن باقری، بهمن ١٣٦١، صص ٥ - ٤.
[٤] سند شماره ١٤٥٠ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: یاداشت های فتح الله جعفری در پادگان گلف اهواز، ١٣٦٠.
[٥] مأخذ ١٧، ص ٤.