آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٩ - تحقيق در الفاظ تعريف قياس
ترجمه : مرحوم محشّى ميفرمايد :
و بقول مصنّف كه گفت « يلزمه » استقراء و تمثيل خارج ميشوند زيرا از ايندو قول ديگرى لازم نمىآيد .
بلى ميتوان گفت از آنها ظنّ و گمان به قول ديگر حاصل ميشود .
و نيز بقول مصنّف يعنى « لذاته » خارج شد آنچه از آن قول ديگر لازم آيد منتهى نه از ذاتش بلكه بواسطه مقدمه خارجيه همچون « قياس مساوات » چنانچه گوئيم :
الف باب مساوى است و ب با ج مساوى است نتيجه اين ميشود كه الف با ج مساوى مىباشد ولى اين نتيجه از ذات ايندو مقدمه لازم نيامده بلكه بكمك مقدمه خارجى كه عبارت باشد از « هر مساوى با مساوى خود مساوى است » حاصل شده است البته « قياس مساوات » با اين مقدّمه خارجى وقتى ملاحظه شود مآلش به دو قياس بوده و اگر بدون اعتبار شود اساسا از اقسام حجّتى كه ذاتا شخص را به مجهول تصديقى برساند محسوب نميشود .
و بهر تقدير قول ديگرى كه از ذات قياس لازم مىآيد اصطلاحا « نتيجه » و « مطلوب » خوانند .
شرح : قوله : و بقوله يلزمه يخرج الاستقراء و التمثيل :
يعنى قيد « يلزمه » در عبارت مصنّف فصل ديگرى است كه استقراء و تمثيل را خارج ميكند چون در ايندو اگر چه انضمام دو قضيّه با هم صورت گرفته ولى اين انضمام ذاتا مستلزم نتيجه نميباشد و بعبارت ديگر قطعا و جزما نميتوان نتيجه را بر آن مترتب دانست زيرا چه بسيار كه نتيجه ايندو تخلفپذير است چنانچه انشاء اللّه شرح آن مىآيد .
قوله : و بقوله لذاته :
يعنى اين قيد نيز فصل ديگرى است كه بواسطه آن انضمام دو
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص