آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠ - ظرف بر دو قسم است لغو و مستقر
اينمقام احتمال مزبور را تضعيف مىكند .
جواب
براى دفع اين اشكال به « يتذكّر » معناى « اخذ » يا « تعلّم » را تضمين نموده و چون اين دو مادّه با حرف جارّ نام برده تناسب دارند باينوسيله اشكال بر طرف شده و معناى عبارت چنين ميشود :
و قرار دادم اين كتاب را مذكّر براى كسيكه قصد متذكّر شدن را دارد در حاليكه اخذ مىكند مطالب آنرا از صاحبان فهم يا در حاليكه تعلّم و فراگرفتنش از صاحبان فهم است .
قوله : بتضمين معنى الاخذ :
تضمين در اصطلاح ادباء آنستكه به لفظى معناى لفظ ديگرى را اعطاء كنند چنانچه در آيه شريفه عينا يشرب بها عباد اللّه گفتهاد به « باء » جارّه معناى « من » اعطاء شده و تقدير عينا يشرب منها است .
و چه بسا بدون اينكه لفظى در عبارت بياورند معناى آنرا از لفظ مذكور اراده مىنمايند چنانچه در متن معناى اخذ يا تعلّم را از « يتذكّر » اراده نموديم .
قوله : و هذا ايضا يحتمل الوجهين .
يعنى در عبارت « من ذوى الافهام » نيز دو وجهى كه در « لدى الافهام » گفته شد جايز است كه در يك وجه عبارت به متعلّمين اختصاص پيدا مىكند و در وجه ديگر مربوط به معلّمين ميشود
در فرضيكه ظرف را مستقرّ و حال از فاعل « يتذكّر » قرار دهيم عبارت مربوط به معلّمين است و در احتمال ديگر كه ظرف را لغو و معناى « اخذ » و « تعلّم » را به يتذكّر » تضمين كنيم عبارت اختصاص به متعلّمين پيدا مىكند .
آثار الباقية في شرح الحاشية؛ص٥١
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص