آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٧ - ذكر مؤلف و غرض از آن
مراتب و درجات رجال روى گفتههايشان حساب نموده و بآنها ترتيب اثر ميدهند بخلاف افراد با تحقيق و غير مبتدى زيرا ايشان چون حقّ را دريافتهاند از اينرو مناط پى بردن به رجال و مراتب ايشان را حقّ قرار ميدهند نه آنكه همچون دسته اوّل حق و واقع را بواسطه رجال و بملاك گفته ايشان بيابند و چه نيكو فرموده ولىّ حضرت حقّ مولانا امير المؤمنين سلام اللّه المتعال عليه :
بشخص گوينده نظر مكن بلكه بگفتهاش بنگر .
سپس مرحوم محشّى ميفرمايد :
مطلب گفته شده را اخذ نما و بخاطرت بسپار و پس از آن بدان كه :
مؤسّس و مقنّن قواعد منطقى و فلسفى حكيم بزرگوار ارسطو مىباشد كه بامر اسكندر ذو القرنين اين دو فنّ را تدوين نمود و از اينرو به « معلّم اوّل » ملقّب گرديد .
و نيز منطق را به نام « ميراث ذو القرنين » خواندند و بهر تقدير بعد از تدوين ايندو علم بدست ارسطو سپس مترجمين قواعد ايندو فنّ را از لغت يونانى به لغت تازى برگردانده و معلّم ثانى يعنى حكيم ابو نصر فارابى در مرحله دوّم از تحوّل قواعد حكمى و فلسفى آنها را تهذيب و از حشو و زوائد منقّح ساخته و قوانين ايندو علم را مرتّب و متقّن نمود و پس از وى ايندو علم بدست حكيم و طبيب بزرگ اسلام يعنى شيخ الرئيس ابو على سينا وارد مرحله سوّم از تحوّل شده و بصورت علمى مفصّل و محرّر درآمد . خداوند متعال زحمات و سعى همه ايشان را جزاء خير دهد .
قوله : على ما هو الشأن فى مبادى الحال :
يعنى شأن افراد مبتدى در اوائل امر چنين است .
قوله : من معرفة حال الاقوال بمراتب الرّجال :
كلمه « من » بيان است از « ما هو الشأن » و حاصل آنكه افراد
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص