آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١ - اقسام جمله مستأنفه
بمنظور حصر بوده و اشاره است باينكه شريعت او ناسخ تمام شرايع انبياء است و امّا پيروى نمودن از ائمّه عليهم السلام در حقيقت اقتداء بحضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است يا ميتوان گفت حصر نام برده نسبت بانبياء سلف اضافى است .
شرح : قوله : متعلّق بالاقتداء لا بيليق اه :
حاصل مراد محشّى اينست كه چون تقديم ظرف بر متعلّقش مفيد حصر است لاجرم بايد جار و مجرور در اين عبارت به « الاقتداء » متعلّق باشد چه آنكه در اينصورت معناى عبارت اينست :
فقط و منحصرا پيروى از او سزاوار ميباشد باينمعنا كه اقتداء بحضرتش بطور حصر كمالى است براى ما در حاليكه اگر به يليق تعلّق داشته باشد معنا چنين مىشود :
فقط و منحصرا اقتداء ما باو شايستگى و سزاوارى براى حضرتش مىآفريند در حاليكه اينمعنا با واقع مطابق نيست زيرا از اقتداء و تبعيّت ما از حضرتش هيچ كمالى براى او حادث نميشود .
قوله : و الاشارة الى انّ ملّته اه :
يعنى يكى ديگر از فوائد تقديم ظرف بر متعلّق در اينجا اينست كه بدينوسيله مصنّف اشاره نموده باينكه غير از شريعت حضرتش تمام شرايع نسخ شده و شايستگى براى تبعيّت ندارند .
قوله : و امّا الاقتداء بالائمّه عليهم السّلام اه :
اين عبارت اشاره است به جواب از اشكال مقدر و تقرير آن چنين است :
اشكال
اگر تقديم ظرف يعنى « به » بر متعلّقش يعنى « اقتداء » مفيد حصر باشد بآن شرحى كه گذشت معنايش اينست كه اقتداء ما منحصرا بوجود
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص