آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣ - اشكال مرحوم محشى به هردو قول
ترجمه : پس هدايت بمعناى اوّل باين آيه مورد نقض و اشكال واقع ميشود :
امّا قوم ثمود را هدايت نموديم پس خود گمراهى را بر هدايت اختيار نمودند . چه آنكه ضلالت و گمراهى بعد از رسيدن بحق و واقع تصوير نميشود .
و هدايت بمعناى دوّم باين آيه نقض و اشكال ميشود .
بدرستيكه تو اى پيغمبر هدايت نميكنى كسى را كه بخواهى ولى خداوند هركرا بخواهد راهنمائى مينمايد . زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شأن و حرفهاش نشان دادن راه است .
شرح :
اشكال مرحوم محشى به هردو قول
حاصل فرموده محشّى در اين فقرات از عبارات اينستكه نميتوان همچون اهل حجاز تمام موارد استعمال هدايت را بمعناى ايصال بمطلوب دانست چه آنكه بمقتضاى نقيض موجبه كليّه سالبه جزئيّه است اگر يك مورد بتوانيم پيدا كنيم كه در آن هدايت باين معنى نباشد همين مقدار در نقض كليّت معناى مزبور كافيست چنانچه مانند قطب الدين نيز نميتوان باين امر ملتزم شد كه هدايت در تمام موارد بمعناى ارائة طريق و نشان دادن راه است زيرا اين كليّت نيز در برخى موارد تخلّف نموده است و سپس بمادّه تخلّف اين دو معنا اشاره فرموده و مىافزايد :
از موارديكه كلام اهل حجاز بآن نقض ميشود آيه (١٧) از سوره ( فصّلت ) است كه در آن حقتعالى ميفرمايد : ثمود بعد از هدايت شدن گمراهى را بر هدايت اختيار نمودند .
در تقرير اشكال ميگوئيم : اگر هدايت در تمام موارد بمعناى ايصال الى المطلوب باشد چون ايصال ملازم با رسيدن بهدف و نائل شدن بمطلوبست لاجرم معنا ندارد بعد از رسيدن ثمود بواقع و مطلوب گمراه شوند
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص