آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧ - كلام مصنف در حاشيه كشاف و دفع اعتراض مرحوم محشى
با توجّه بابينمعنا مىگوئيم بعد از ايصال الى المطلوب كه فعل حضرت حقتعالى است چنين نيست كه تصوّر فعل و ترك منقطع شده و بطور قطعى شخص هدايت شده نتواند بفعل اقدام نكند و ترك عمل در او مستحيل باشد چه آنكه اين معنا با اختيار منافات و تهافت دارد و حاصل آنكه هيچ محذورى لازم نميآيد كه بگوئيم شخص بعد از اينكه بحق رسيد و قاطع شد كه واقع و حقيقت چيست ولى معذلك در مقام عمل بواسطه غلبه قواى نفسانى و ميل با هواء و شهوات درونى بآن عمل ننموده و خود را بدينوسيله از حق و حقيقت منصرف و منحرف نمايد .
اعتراض دوّم و جواب از آن
هدايت در آيه «واللّه يهدى من يشاء الى صراط مستقيم» به مفعول دوّم توسط الى جارّه متعدّى شده است با آنكه نبايد بمعناى ارائه طريق باشد زيرا خداى متعال بطور عموم ارائه طريق مينمايد و اختصاص بفرد دون فردى ندارد و در آيه هدايت را بكسانيكه مورد مشيت حقتعالى هستند اختصاص داده پس هدايت بمعناى ايصال خواهد بود .
در جواب عرض ميكنيم هدايت چه بمعناى ايصال باشد و چه بمعناى ارائه قطعا مشيت حقتعالى نباشد صورت نخواهد گرفت پس كلمه « من يشاء » قرينه بر اراده ايصال نيست و از اين اشكال چنين بر مىآيد كه صاحب اشكال ميخواهد بگويد در هدايت بمعناى ارائه مشيّت حقتعالى نيست .
اگر ايشان بگويد در اينقسم نيز مشيّت ميباشد ولى اختصاص بشخص خاصى ندارد چنانچه ظاهرا مراد همين است .
در جواب گوئيم در آيه شريفه نيز اختصاص بفرد خاصى نداده بلكه مفعول « يهدى » كلمه « من » موصوله است كه تعميم داشته و نامى از فرد
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص