آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٩ - مناط و شرط در تناقض
تنافى و تناقض منتفى ميشود .
٢- اتّحاد در محمول مثل اينكه بگوئيم : زيد نجّار است و زيد نجّار نيست زيرا اگر در قضيّه دوّم بجاى « نجّار » نويسنده قرار داده شود تناقض برداشته ميشود .
٣- اتّحاد در مكان مثل اينكه بگوئيم : زيد در مسجد نشسته است و زيد در مسجد نشسته نيست كه در اين مثال اگر بجاى مسجد در يكى از دو قضيّه خانه قرار داده شود تناقض مرتفع ميشود .
٤- اتّحاد در شرط مثل اينكه بگوئيم : اگر زيد بيايد او را اكرام مىكنم و اگر زيد بيايد او را اكرام نمىكنم چه آنكه در اينمثال اگر در قضيّه دوّم بجاى شرط مذكور بگوئيم « اگر زيد نيايد » تناقض بر طرف ميشود .
٥- اتّحاد در اضافه مثل اينكه بگوئيم : غلام زيد نويسنده است و غلام زيد نويسنده نيست در اينمثال اگر بجاى « غلام زيد » در قضيّه دوّم مثلا بگوئيم « غلام عمرو » تناقض زائل ميگردد .
٦- اتّحاد در جزء و كلّ مثل اينكه بگوئيم : قلعه بدست همه لشگر فتح شد و قلعه بدست همه لشگر فتح نشد كه در مثال فوق اگر در قضيّه دوّم بجاى « همه لشگر » بعض لشگر آورده شود تناقض معدوم ميشود .
٧- اتّحاد در قوّه و فعل مثل اينكه بگوئيم : زيد فعلا مجتهد است و زيد فعلا مجتهد نيست حال اگر در قضيّه دوّم بجا « فعلا » بالقوّه گفته شود تناقض تحقّق پيدا نميكند .
٨- اتّحاد در زمان مثل اينكه بگوئيم : زيد ديروز عادل بود و زيد ديروز عادل نبود و بسى واضح است اگر در قضيّه دوّم بجاى « ديروز » امروز گذاشته شود تناقض وجود پيدا نمىكند .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص