آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٢ - تقسيم قياس به استثنائى و اقترانى
نتيجتا انسان هم نميباشد كه در اينمثال نتيجه « انسان هم نميباشد » است ر حاليكه مذكور در قياس نقيض آن يعنى « اين شخص انسان است » مىباشد .
و گاهى عين نتيجه در قياس ذكر ميگردد چنانچه در مثال مذكور اگر اينچنين بگوئيم :
اگر اين شخص انسان باشد حيوان نيز هست ولى انسان است نتيجتا حيوان هم مىباشد .
شرح : قوله : فان كان مذكورا :
تقسيم قياس به استثنائى و اقترانى
مصنّف بعد از فراغ از تعريف قياس شروع در تقسيم آن نمود و تفصيلش اينستكه بگوئيم :
اوّل : آنكه عين يا نقيض نتيجه از حيث ماده و هيئت در مقدمتين قياس ( صغيرى - كبرى ) مذكور باشد مقصود از مادّه موضوع و محمول نتيجه است چنانچه منظور از هيئت ترتيبى است كه بايد بين ايندو رعايت گردد يعنى همانطوريكه موضوع در نتيجه اوّل و محمول در آن بعدا واقع است در مقدمّه نيز اين ترتيب محفوظ باشد و اينقسم از قياس را « قياس استثنائى » نام نهادهاند زيرا در آن از كلمه استثناء مثل « لكن » استفاده ميشود و امّا مثال آن :
مثال اوّل : كه نتيجه عينا در مقدمة القياس مذكور باشد : ان كان هذا انسانا كان حيوانا لكنه انسان .
پس نتيجه ميشود : انّ هذا حيوان و اين موضوع و محمول بهمين ترتيب در مقدمه ذكر شده است .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص