آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١٤ - تقسيم قياس به استثنائى و اقترانى
شرح : قوله : و الّا :
قسم دوّم از قياس آنستكه عين يا نقيض نتيجه در مقدّمتين قياس از جهت مادّه و هيئت مذكور نباشد آنرا قياس اقترانى نامند .
شارح گويد :
مخفى نباشد كه معناى كلمه « و الّا » اينستكه و اگر نتيجه از حيث مادّه و هيئت در مقدّمه ذكر نشده باشد : از اين عبارت سه فرد استفاده ميشود كه دو فرد آن غير صحيح و يك فرد ديگر صحيح و درست است امّا دو فرد غير صحيح : اوّل آنكه نتيجه قياس از حيث هيئت در مقدّمه باشد بدون مادّه .
دوّم : آنكه نه از حيث مادّه مذكور باشد و نه از جهت هيئت .
و امّا فرد صحيح كه منظور و مقصود از عبارت همين است آنستكه نتيجه از حيث مادهّ در مقدّمه مذكور بوده بدون هيئت و قياس اقترانى منحصر در همين يك فرد است چنانچه عنقريب مثالش ذكر خواهد شد .
و امّا وجه عدم صحّت فرد اوّل اينستكه : هيئت بدون مادّه متصوّر نيست چون مثل هيئت با مادّه مثل عرض با جوهر است پس همانطوريكه عرض بدون جوهر در خارج قابل تحقق نيست هيئت هم بدون مادّه غير قابل وجود است .
و امّا فرد دوّم بخاطراينستكه قياسى كه مقدمتين آن مشتمل بر مادّه نتيجه نباشد قياس نيست و انتاجش ممتنع و مستحيل است .
قوله : و من هنا يعلم :
اين عبارت شبه اشكالى است كه مرحوم محشّى بمصنّف مينمايد و بيانش اينست :
مصنّف اگر در متن مىگفت : فان كان مذكورا فيه بيهئته الخ بدون استعمال كلمه « بمادّته » بهتر بود زيرا چنانچه گفتيم هيئت بدون مادّه اصلا
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص