آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٤ - نحوه وجود كلى طبيعى
ترجمه :
نحوه وجود كلّى طبيعى
مرحوم محشّى در ذيل متن مذكور ميفرمايد :
سزاوار شك نيست كه كلّى منطقى در خارج وجود ندارد زيرا كلّيّت در عقل بر مفهومات عارض ميشود و از اينرو آنرا از جمله معقولات ثانيّه شمردهاند .
و نيز نبايد ترديد نمود در اينكه كلّى عقلى در خارج تحقّق ندارد زيرا چنانچه سابقا گفته شد كلّى منطقى جزء كلّى عقلى بوده و آن كلّ محسوب ميشود و بديهى است كه انتفاء جزء مستلزم انتفاء كلّ است و وقتى جزء در خارج نبود كلّ هم بطريق اولى در خارج نيست .
و ظاهرا در عدم تحقق خارجى ايندو كلّى بين ارباب علم اختلاف نيست تنها در كلّى طبيعى اختلاف دارند كه آيا اين سنخ كلّى همچون انسان باعتبار خودش و با قطع نظر از عروض كلّيّت بر آن گرچه در عقل كلّيّت بر آن عارض و طارى است نحوه وجودش در خارج چطور است؟ بين حكماء اختلاف و نزاع است و در آن دو قول نقل شده كه ذيلا درج ميشود :
١- رأى جمهور حكماء : و آن اينست كه كلّى طبيعى در ضمن افراد بعنوان جزء آنها تحقّق دارد بطوريكه يك جزء از هر فردى همان كلّى طبيعى است و بديهى است كه وقتى افراد كلّ و كلّى طبيعى جزء آنها باشد بوجود افراد قهرا آن هم موجود ميشود زيرا وجود كلّ مستلزم وجود جزء است .
٢- نظريه بعضى از متأخرين من جمله مصنّف : ايشان معتقدند كه كلّى طبيعى اساسا در خارج وجودى نداشته و آنكه موجود است صرفا افراد مىباشند .
و دليل ايشان بر اينمدعى اينستكه اگر كلّى طبيعى خد بطور جزء در ضمن هر فردى يافت شود لازم مىآيد كه شئ واحد داراى صفات
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص