آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩ - كلام مصنف در حاشيه كشاف و دفع اعتراض مرحوم محشى
البته در صورتيكه « هد » مفعول له يا حال از مفعول « ارسله » باشد اين تقدير صحيح است و در غير اينصورت معنا چندان وضوحى نداشته بلكه ميتوان اساسا آنرا صحيح ندانست .
ب : آنكه هردو يعنى هم « هدى » و هم « هو بالاهتداء حقيق » حال باشند از مفعول « ارسل » باشد اين تقدير صحيح است و در غير اينصورت معنا چندان وضوح نداشته بلكه ميتوان اساسا آنرا صحيح ندانست .
ب : آنكه هردو يعنى هم « هدى » و هم « هو بالاهتداء حقيق » حال باشند از مفعول « ارسله » و آن نيز بدو نحو محتمل است :
اوّل : آنكه هردو حال مترادف باشند :
و مقصود از آن اينست كه براى يك ذى الحال دو حال ذكر شود چنانچه گويند :
رايت زيدا راكبا ضاحكا كه هركدام از راكبا و ضاحكا حالهستند براى زيد بنابراين معناى عبارت متن چنين ميشود :
درود بر كسيكه حقتعالى فرستادش در حاليكه وى هادى مردم بوده و نيز در حاليكه هدايت يافتن مردم بواسطهاش شايسته و زيبنده است .
دوّم : آنكه هردو حال متداخل باشند .
و منظور از آن اينست كه براى يك ذى الحال دو حال ذكر شود ولى باين نحو كه حال دوّم ذى الحالش ضمير مستتر در حال اوّلى باشد چنانچه در مثال مزبور ضاحكا را ميتوان حال از ضمير مستتر در راكبا دانست و در محل كلام جمله « هو بالاهتداء حقيق » را حال از ضمير در « هدى » قرار دهيم البته اين تقدير از نظر معنا با تقدير حال مترادف فرقى نداشته فلذا ما بتكرار معنا نمىپردازيم .
ج : آنكه جمله مزبور، جمله مستأنفه باشد، البتّه مقصود از استيناف در اينجا استيناف بيانى است و براى توضيح آن ناچاريم اقسام جمله مستأنفه را اجمالا تشريح كنيم :
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص