آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٢ - حد و رسم و تقسيم آندو
نباشد اعم از آنكه اساسا جنس در تعريف نبوده يا آنكه از جنس بعيد استفاده نموده باشند بآن حدّ ناقص و رسم ناقص گويند .
حدّ ناقصى كه مشتمل بر جنس نباشد نظير ناطق در تعريف انسان و حدّ ناقصى كه مركّب از جنس بعيد و فصل قريب باشد نظير جسم ناطق در تعريف انسان .
و رسم ناقصى كه مشتمل بر جنس نباشد نظير ضاحك در تعريف انسان و حدّ ناقصى كه مركّب از جنس بعيد و عرض خاصّه باشد مانند جسم ضاحك در تعريف آن .
و در اين مقام سخن بسيار است كه بلحاظ اختصار كتاب از آوردن آنها چشم پوشيده و بهمين مقدار سخن كه حاصل و خلاصه مقاله اهل فنّ است اكتفاء مىكنيم .
حاشيه : قوله : و يعتبروا بالعرض العام :
قالوا : الغرض من التّعريف امّا الاطّلاع على كنه المعرَّف او امتيازه عن جميع ما عداه و العرض العام لا يفيد شيئا منهما فلهذا لم يعتبروه فى مقام التّعريف و الظّاهر انّ غرضهم من ذلك انّه لا يعتبر فى مقام التعريف انفرادا و امّا التّعريف بمجموع امور كلّ واحد منها عرض عام للمعرّف لكنّ المجموع يخصّه كتعريف الانسان بماش مستقيم القامة و تعريف الخفّاش بالطّائر الولود فهو تعريف بخاصّة مركّبة معتبر عندهم كما صرّح به بعض المتأخرين .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل كلام مصنّف كه ميگويد : ارباب منطق عرض عام را در مقام تعريف اعتبار نكردهاند ميفرمايند :
اهل ميزان گفتهاند : غرض از تعريف يا اطّلاع بر ماهيّت و حقيقت « معرَّف » است يا آنكه آنرا از تمام اغيارش جدا و مشخّص كنند و چون بواسطه عرض عام هيچيك از ايندو غرض حاصل نميشود لاجرم آنرا معتبر نميدانند لازم بتوضيح است كه البتّه مقصود از عدم اعتبار اينستكه تنها يك
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص